برنامه ریزی شهری
کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری
نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٦/٥/٢۳

کیفیت

لغت نامه دهخدا

کیفیت . [ ک َ / ک ِ فی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) چگونگی و
حالت و وضعی که حاصل باشد در چیزی ، و در فارسی به تخفیف نیز آید. (غیاث ). صفت و
چگونگی . (ناظم الاطباء). چگونگی . چونی . (فرهنگ فارسی معین ) : کیفیت به پارسی
چگونگی باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). وحوش از صورت و کیفیت حال پرسیدند.
(کلیله و دمنه ). و در آن کیفیت صنعت و نسب و مذهب من مشبع و مقرر گرداند. (کلیله و
دمنه ). ناصرالدین را کیفیت حال او معلوم کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی
چ 1
تهران ص 29).
امیرک طوسی ایشان را چند روز میهمانی کرد تا کیفیت حال لشکر و حیات و ممات و هلاک
و نجات هر یک بدیشان رسد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 129). آثار کفایت رئیس ابوعلی و کیفیت
حال شهر و رعیت پیش سلطان موقعِ تمام یافت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی
). یکی از وزیران گفتش پاس خاطر ملک را روا باشد که چند روزی به شهر اندر آیی و کیفیت
مقام معلوم کنی . (گلستان ).گفتم ... مرا کرامت این شخص ظاهر شد، گفت مرا بر کیفیت
آن واقف نگردانی تا منش هم تقرب کنم . (گلستان ).

- کیفیت تسخیر ؛ چگونگی تسخیر و طریقه ٔ تسخیر. (ناظم
الاطباء).

- کیفیت راسخه ؛ صفت ثابت و پایدار. (ناظم
الاطباء).

- کیفیت عارضه ؛ صفت عارض و غیرثابت و
ناپایدار. (ناظم الاطباء).

- کیفیت عرضیه ؛ (اصطلاح طب ) کیفیتی است که
محدث آن طبیعت دوا نباشد بلکه امری خارج باشد، چون آب مسخن ، یا از داخل ، چون
عفونت . (از بحرالجواهر، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

تراکم

لغت نامه دهخدا

تراکم . [ ت َ ک ُ ] (ع مص ) بر هم نشستن .
(زوزنی ) (دهار). گرد آمدن و بر هم نشستن . (منتهی الارب )(غیاث اللغات ) (آنندراج
) (ناظم الاطباء). ارتکام . فراهم آمدن با ازدحام و کثرت . || چاق و فربه شدن . (از
اقرب الموارد) (از المنجد). || مجازاً بمعنی هجوم و انبوه . (غیاث اللغات )
(آنندراج ). هجوم و انبوهی و تکاثف و هنگفتی . (ناظم الاطباء).

رضا دشتی برنجه
زادگاهم شهر تکاب است ودوستش دارم خوشحال میشم دوستان وهمشهری هایم در خصوص وبلاگ ومطالبش نظر دهند
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :