برنامه ریزی شهری
کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری
نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸۸/٦/٢٧

٠ادامه  از مطالب قبلی )از بدو تشکیل  کلان شهر تهران تا کنون برنامه ای مدون با توسعه راهبردی ( CDS ) که بتواند شهر را در چهار مولفه الف ) اجتماعی ، فرهنگی   ب ) اقتصاد مولد  ج ) شهر پایدار  د ) شهر با مدیریت خوب و مشارکتی داشته باشد بوجود نیامده به طوری که امروزه این منطقه در بخش عمده ای از مشکلات میراث گذشته آن است: فاقد یک سیستم  دفع فاضلاب ، معابر تنگ ، بافت فرسوده و ریز دانه ، تداخل کاربری های که غیر متجانس بوده که با لطبع این مشکلات بر ویژگی های هویتی ، فرهنگی ، اجتماعی و گروههای مردمی تاثیر منفی خواهد گذاشت . تصور هر گونه برنامه ریزی و آینده نگری جهت مدیریت و هدایت شهر تهران بدون « مشارکت مردم » و« نیازسنجی » از مسائل و مشکلات و خواسته ها عملا" امکان پذیر نبوده و بدون پشتوانه خواهد بود .

نیازسنجی از خواسته شهروندان سبب مشارکت آنها در فرایند مدیریت و قبول مسئولیت در برابر آنچه که داده می شود و آنچه هست بوده و مدیریت شهری در این فرایند با کاهش هزینه های نظارتی بخش بزرگی از وظایف خود را به بین شهروندان واگذار می کند .

امروزه مشارکت شهروندان و دخالت ونظارت آنها در « برنامه ریزی بخشی ( محله ای ) با توجه به شناخت آنها از محل زیست خود و عناصر آن می تواند تاثیر شایان ومتقابل در وضعیت اقتصادی ، جمعیتی نیازهای زیر بنایی و مشارکت مالی داشته که این امر سبب بالا رفتن رفاه عمومی اجتماعی از یک طرف و ضمانت اجرایی چشم انداز توسعه آتی منطقه را خواهد شد

 

* روش های مشارکت شهروندان طرق زیر قابل دسترسی است :

 

1- بررسی و تحقیق و پرسش نامه ، جلسات عمومی ، کارگاهها ،  کار گروههای تخصصی .

2- مشارکت مدنی و قانونی

در این مشارکت با تشکیل شورایاران ، NGO ها ، گروههای خیر ، گروههای محلی متخصص که از طریق این نوع مشارکت که در  قالب و چهارچوب قانونی و رسمی است می توان نظریات ، دیدگاهها

و خواسته های شهروندان را دریافت و بر اساس همین نیازها می توان برنامه ای هدفمند
 و بلند مدت تدوین کرد از طرف دیگر مدیریت شهری می تواند برنامه ها ی خود را از طریق همین گروههای مدنی به اطلاع شهروندان  رسانده و زمینه همکاری و مشارکت آنها را جلب نماید . می توان گفت میان سه مولفه : آینده نگری( برنامه های بلند ، میان و کوتاه مدت ) مشارکت شهروندان و نیازسنجی رابطه دوسویه وجود دارد و یعنی در صورتی می توان یک برنامه منسجم و هدفمند برای آینده برنامه ریزی کرد که براساس یک نیازهای زیر بنایی اصلی و مشارکت گرایانه بوده و از طرف دیگر تا زمانی که شهروندان در این نیازسنجی مشارکت نداشته باشند برنامه ای تدوین نمی گردد پس می توان 
گفت اگر خواهان شهر پایدار و با آینده ای روشن درجهت رسیدن به توسعه پایدار شهری هستیم مشارکت شهروندان می تواند ابزاری مطمئن باشد .

برنامه ریزی :

         برای اینکه یک سیستم  و یا مجموعه بتواند خوب مدیریت و اداره شود نیازمند یک « برنامه ریزی » دقیق است این برنامه ریزی بدون شناخت موانع،امکانات،مشکلات،منابع انسانی و ... امکان پذیر نبوده و عملاً بازخورد آن نامناسب و همراه با نا هنجاری نیزخواهد بود .

در تکامل حیات مدنی شهرها که هر چه قدر افزوده تر می گردد  مسائل و مشکلات آن نیز پیچیده تر و گسترده تر شده چه بسا در طی دوران تغییر شیوه زیستی از روستا نشینی به شهر نشینی تنها شهرهایی توانستند مانا و جاودان باشند و در آفرینش تمدن بشری نقش اساسی داشته داشته باشند شهرهایی بودند که بر اساس یک « برنامه » و « هدف » ایجاد و تاسیس شده بودند.

با مرور زمان علی الخصوص بعد از دوران صنعتی شدن این مشکلات و مسائل پیچیدگی بیشتری یافت و از آن زمان « ضرورت برنامه ریزی » برای کشور و منطقه و شهر از اهمیت بیشتر برخوردار شد به طوری که مکاتب، دیدگاهها و نظرات مختلف برنامه ریزی در مورد شهر پیدا شد که هر کدام از این دیدگاهها و نظرات بر جنبه ای از دیدگاه توسعه ای و برنامه ریزی توجه داشت .

ازطرف دیگر شهر با این عنوان یک موجود زنده و پویاست که با نمو و رشد خود به مروز زمان با مسائل جدید رو به رو شده که اگر نتواند بر آن برنامه ریزی کند . و یا پیش بینی و آینده نگری لازم بر آنها نکند مرحله تباه و مرگ شهر فرا خواهد رسید. .

 

رضا دشتی برنجه
زادگاهم شهر تکاب است ودوستش دارم خوشحال میشم دوستان وهمشهری هایم در خصوص وبلاگ ومطالبش نظر دهند
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :