برنامه ریزی شهری
کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری
نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٠/٩/۱٠

آینده نگری یعنی فکر کردن درباره اتفاقات آینده قبل از وقوع آن تا بتوان بیشترین بهره وری با کمترین هزینه ها انجام داد و با هدایت و راهبری شا خصه ها و مولفه های موضوعی بتوان میان آنها هماهنگی و ارتباط تنگاتنگ بوجود آورد از اینرو برای بهتر شدن نباید منتظر آینده شد بلکه باید آینده را همین امروز ساخت .

فرایند زایش شهر تهران به طور اعم و منطقه 18 به طور اخص در طی 200 ساله اخیر نشان می دهد که در این فرآیند آنچه برای مدیران و زمامداران اهمیت چندانی نداشته « آینده » شهر تهران بوده که امروزه قریه کوچک به یکی از 20 کلان شهر بزرگ دنیا با انبوهی از مشکلات زیست محیطی ، جمعیتی ، اشتغال ، تمرکز صنایع و خدمات ، هویت فرهنگی و تبدیل شده است .

آنچه امروزه در اداره شهر تهران به وضوح می توان دید عدم فرایند مدیریتی در آن بوده که سلیقه و خرد فردی به خرد جمعی و عدم ارتباط میان مدیران شهر تهران در طی سالیان گذشته بوده به طوری که هر مدیری برای آینده خود « برنامه ای مستقل با هدفی خاص » تدوین و مدیر بعدی بدون اینکه برنامه قبلی را مطالعه کند . برنامه ای جدید را تدوین می کرد و این یعنی هر بار از صفر شروع کردن و این انقطاع زمانی در حیات شهری و چشم انداز توسعه تهران موجب می گردد .

شهر تهران در طی حیات شهری خود فاقد یک برنامه بلند مدت با هدف شناخت و هدایت تهران در افق و آینده بوده است اولین طرح بلند مدت و جامع شهر تهران در سال 1347 تدوین و این برنامه نیز عملا" با وقوع انقلاب اسلامی اجرایی نگردید که شاید بتوان گفت یکی از منسجم ترین و خلاقانه ترین  برنامه توسعه شهری بوده است .

از بدو تشکیل منطقه 18 تا کنون برنامه ای مدون یا توسعه راهبردی ( CDS) که بتواند شهر را در چهار مولفه الف ) اجتماعی ، فرهنگی   ب ) اقتصاد مولد  ج ) شهر پایدار  د ) شهر با مدیریت خوب
و مشارکتی داشته باشد بوجود نیامده به طوری که امروزه این منطقه در بخش عمده ای از مشکلات میراث
گذشته آن است: فاقد یک سیستم  دفع فاضلاب ، معابر تنگ ، بافت فرسوده و ریز دانه ، تداخل کاربری های که غیر متجانس بوده که با لطبع این مشکلات بر ویژگی های هویتی ، فرهنگی ، اجتماعی و گروههای مردمی تاثیر منفی خواهد گذاشت . تصور هر گونه برنامه ریزی و آینده نگری جهت مدیریت و هدایت شهر تهران بدون « مشارکت مردم » و« نیازسنجی » از مسائل و مشکلات و خواسته ها عملا" امکان پذیر نبوده و بدون پشتوانه خواهد بود .

نیازسنجی از خواسته شهروندان سبب مشارکت آنها در فرایند مدیریت و قبول مسئولیت در برابر آنچه که داده می شود و آنچه هست بوده و مدیریت شهری در این فرایند با کاهش هزینه های نظارتی بخش بزرگی از وظایف خود را به بین شهروندان واگذار می کند .

امروزه مشارکت شهروندان و دخالت ونظارت آنها در « برنامه ریزی بخشی ( محله ای ) با توجه به شناخت آنها از محل زیست خود و عناصر آن می تواند تاثیر شایان ومتقابل در وضعیت اقتصادی ، جمعیتی نیازهای زیر بنایی و مشارکت مالی داشته که این امر سبب بالا رفتن رفاه عمومی اجتماعی از یک طرف و ضمانت اجرایی چشم انداز توسعه آتی منطقه را خواهد شد

 * روش های مشارکت شهروندان طرق زیر قابل دسترسی است :

 1- بررسی ،پژوهش ، جلسات عمومی ، کارگاهها ،  کار گروه های تخصصی .

2- مشارکت مدنی و قانونی

در این مشارکت با تشکیل شورایاران ، NGO ها ، گروههای خیر ، گروههای محلی متخصص که از طریق این نوع مشارکت که در  قالب و چهارچوب قانونی و رسمی است می توان نظریات ، دیدگاهها

و خواسته های شهروندان را دریافت و بر اساس همین نیازها می توان برنامه ای هدفمند
 و بلند مدت تدوین کرد از طرف دیگر مدیریت شهری می تواند برنامه ها ی خود را از طریق همین گروههای مدنی به اطلاع شهروندان  رسانده و زمینه همکاری و مشارکت آنها را جلب نماید . می توان گفت میان سه مولفه : آینده نگری( برنامه های بلند ، میان و کوتاه مدت ) مشارکت شهروندان و نیازسنجی رابطه دوسویه وجود دارد و یعنی در صورتی می توان یک برنامه منسجم و هدفمند برای آینده برنامه ریزی کرد که براساس یک نیازهای زیر بنایی اصلی و مشارکت گرایانه بوده و از طرف دیگر تا زمانی که شهروندان در این نیازسنجی مشارکت نداشته باشند برنامه ای تدوین نمی گردد پس می توان
گفت اگر خواهان شهر پایدار و با آینده ای روشن درجهت رسیدن به توسعه پایدار شهری هستیم مشارکت شهروندان می تواند ابزاری مطمئن باشد .

رضا دشتی برنجه
زادگاهم شهر تکاب است ودوستش دارم خوشحال میشم دوستان وهمشهری هایم در خصوص وبلاگ ومطالبش نظر دهند
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :