برنامه ریزی شهری
(دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد قزوین)
نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸٩/۸/۱٢

*    مقدمه

 

تهران شهری با اقلیم متفاوت با زیستگاهی متنوع با گذشت بیش از250 سال از انتخاب به عنوان  پایتخت، این اقلیم و تنوع زیستی که درمدارک و مستندات تاریخی زبانزد بوده دچار تغییر وتحول اساسی گردیده که آلودگی هوا ، خاک ، صدا  میراثی است در طی دهه های اخیر با رویکرد اقتصادی ، سیاسی کشور به صنعت برای شهر تهران ارمغان آورده است .

مع الوصف پهنه جنوبی شهر تهران از شرق تا غرب آن یکی از نقاطی است که در حیات و ممات این شهر دارای نقش اساسی است و در صورت عدم مدیریت و نگرش پایدارانه به آن بعد از زلزله دومین خطر است بالقوه طبیعی و انسانی است که تهران را با آسیب جدی روبه رو خواهد کرد.

 مفهوم نظری محیط زیست شهری با وام گیری از اندیشه و خاستگاه فکری و عقیدتی بشر نسبت به حیات فردی  و پیرامون محیط زندگی بوده ودر گذشته محیط زیست شهری از محیط طبیعی منفک و دارای دو ماهیت جداگانه ،ولی امروزه دارای موجودیتی جامع، و ماهیتی منفعل نسبت به محیط طبیعی ندارد .

 تبیین و تحلیل هر دوماهیت لازم و ملزوم همدیگر بوده ، طوری که محیط طبیعی را از محیط زیست شهری نمی توان جداگانه تحلیل و بررسی وهمچنین یکی از شاخص های اساسی ارزیابی و سنجش توسعه پایدار شهری توجه به محیط زیست می باشد .

لذا از برآیند همین مفهوم نظری محیط زیست شهری ، توجه مدیریت شهری در عام به توسعه پایدار و نقش اساسی محیط زیست سالم در نشر و نمو انسان سالم ، فکر سالم و به صورت اخص بیش از پیش جدی تر ، با برنامه تر در سر لوحه اقدامات قرار گرفته

استقرار صنایع کوچک و بزرگ ، شبکه بزرگراهی ، بافت مسکونی متراکم طبیعت خاک ، سرزیر آبهای سطحی و زیر سطحی شمال تهران ، انبارها و ... نقاطی هستند که در این پهنه بوده که لزوم یکپارچه سازی و مدیریت جامع در همه بخشها ، علی الخصوص درنگهداشت و برنامه ریزی محیط زیست وجود دارد .

 

*    ساختار سازمانی :

 

کمیته محیط زیست زیر مجموعه مدیریت پهنه جنوبی تهران بوده که وظیفه مدیریت و درصد کلیه اقدامات و برنامه ریزی یکپارچه برای جنوب تهران را بر عهده دارد .

*    شرح وظایف :

 

  • پیگیری و نظارت بر اجرای کلیه قوانین و مقررات مصوب مجلس و شورای اسلامی شهر تهران در محیط زیست .
  • تشکیل دبیر خانه دائمی کمیته محیط زیست پهنه جنوب
  • هماهنگی و تعامل با کلیه سازمانها و نهادهای ذی متصل در مدیریت شهری علی الخصوص محیط زیست
  • سیاستگذاری و تصمیم گیری جامع در خصوص محیط زیست پهنه جنوب
  • شناسایی نقاط آسیب زا و پرخطر زیست محیطی پهنه
  • برگزاری جلسات مستمر وهدفمند با حضور کلیه اعضاء پیوسته و اصلی
  • دعوت از صاحب نظران و متخصص جهت تبادل نظر

 هماهنگی تنگاتنگ با ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهر تهران و شهرهای پیرامون

  • برگزاری دوره های هم اندیشی ، همایش و سمینار مرتبط با محیط زیست
  • پیشنهاد مصوبه برای شورای اسلامی شهر جهت تصویب
  • نظارت بر فعالیت ها و پروژه های عمرانی از منظر زیست محیطی و جلوگیری از آسیب به محیط زیست
  • تصویب موضوع جلسه برای تبادل نظر و بررسی اعضاء کمیته .

 *    اعضاء کمیته :

 اعضاءکمیته در دو بخش می باشد :

 الف : کمیته پیوسته و اعضاء اصلی

 

اعضاء این کمیته دارای شخصیت حقوقی بوده که متشکل از معاونین شهری و فضای سبز مناطق 15 ،16 ،17 ، 18 ،19 ،20 می باشد .

ب : کمیته ناپیوسته و افتخاری

 

اعضاء این کمیته بنا به صلاحدید کمیته اصلی متشکل از صاحبنظران و متخصصین در بخشهای مختلف می باشد .

*    مشاور :

 کمیته محیط زیست پهنه جنوب با اذعان به متنوع بودن ویژگی های زیست محیطی این پهنه، اقدام علمی و پژوهش بنیادین وکاربردی برای حل مسائل و مشکلات و توانمند سازی محیط زیست پهنه را در اولویت قرارداده وبنا به موضوع خاص  پژوهشی کمیته اقدام به تعیین مشاور می نماید.

این مشاور زیر نظر رئیس کمیته و دبیرخانه فعالیت می کند

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸٩/۸/۱٢

در فرایند برنامه ریزی و چرخه آن از چهار رکن اصلی آن بخش کنترل و نظارت بر برنامه ها و طرح ها فرایندی است که نشان دهنده وضعیت فعالیت و مسیری است که سازمان جهت تحقق اهداف و چشم انداز از خود طی کرده است .

این فرایند با تلفیق منابع و شاخص های تعیین شده سازمان عملکرد و روش اجرایی آن را بررسی ، کنترل و ارزیابی نموده و با آسیب شناسی و شناسایی نقاط قوت و ضعف نسبت به بهبود و ارتقاء آن و ادامه روند اجرایی و یا بازنگری آن اقدام می نماید تا منابع موجود بر اساس اهداف و چشم انداز متعالی سازمان همسو گردد .

*      وضعیت موجود ارزیابی

هم اکنون ارزیابی مناطق بر اساس روش کمی و مقایسه ای و وزن دهی به این کمیت ها بدون توجه به منابع و وضعیت محیطی انجام می گیرد در حالی که با توجه به تنوع و تکثیر شرایط ویژگی ها و خصوصیات شهر تهران این ارزیابی می تواند مورد بازنگری قرار گیرد .

*      ارزیابی با برنامه :

این ارزیابی با تغییر مشی و روش کمی به برنامه ای و مقایسه خودبرنامه صورت گیرد به این ترتیب که هر سازمان و منطقه با  تدوین برنامه ها بر اساس شاخص های ثابت و شاخص های متغیر هرمنطقه اقدام به ارزیابی صورت گیرد .

  • شاخص های ثابت :

-         جمعیت

-         موقعیت جغرافیایی

-         مساحت و ساختار سازمانی

 شاخص های متغیر

-         ساختار در ترکیب جمعیت (تعداد زنان ، مردان ، جوانی جمعیت و... )

-         فرهنگ شهری

-         شناسه عملکردی ( منطقه ای ، حاشیه ای ، دانشگاهی ، تجاری ... )

-         وضعیت سرانه ها

-         ساختار کالبدی

-         اهمیت راهبردی منطقه

 بر اساس این شاخص ها در منطقه با تبعیت ازسیاست های کلی وبرنامه های بالادستی برنامه ای با شاخص های کمی تدوین و ارزیابی بر این مبنا صورت گیرد که آیا هر منطقه به اهداف کمی و کیفی تدوین شده رسیده است یا نه ؟

این روش ارزیابی علاوه بر مدیریت بر منابع مالی می تواند هدفگذاری انجام شده سالیانه و انحراف گیری از مسیر حرکت را به راحتی انجام دهد .

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸٩/۸/۱٢

         آینده نگری یعنی فکر کردن درباره اتفاقات آینده قبل از وقوع آن تا بتوان بیشترین بهره وری با کمترین هزینه ها انجام داد و با هدایت و راهبری شا خصه ها و مولفه های موضوعی بتوان میان آنها هماهنگی و ارتباط تنگاتنگ بوجود آورد از اینرو برای بهتر شدن نباید منتظر آینده شد بلکه باید آینده را همین امروز ساخت .

فرایند زایش شهر تهران به طور اعم و منطقه 18 به طور اخص در طی 200 ساله اخیر نشان می دهد که در این فرآیند آنچه برای مدیران و زمامداران اهمیت چندانی نداشته « آینده » شهر تهران بوده که امروزه قریه کوچک به یکی از 20 کلان شهر بزرگ دنیا با انبوهی از مشکلات زیست محیطی ، جمعیتی ، اشتغال ، تمرکز صنایع و خدمات ، هویت فرهنگی و تبدیل شده است .

آنچه امروزه در اداره شهر تهران به وضوح می توان دید عدم فرایند مدیریتی در آن بوده که سلیقه و خرد فردی به خرد جمعی و عدم ارتباط میان مدیران شهر تهران در طی سالیان گذشته بوده به طوری که هر مدیری برای آینده خود « برنامه ای مستقل با هدفی خاص » تدوین و مدیر بعدی بدون اینکه برنامه قبلی را مطالعه کند . برنامه ای جدید را تدوین می کرد و این یعنی هر بار از صفر شروع کردن و این انقطاع زمانی در حیات شهری و چشم انداز توسعه تهران موجب می گردد .

شهر تهران در طی حیات شهری خود فاقد یک برنامه بلند مدت با هدف شناخت و هدایت تهران در افق و آینده بوده است اولین طرح بلند مدت و جامع شهر تهران در سال 1347 تدوین و این برنامه نیز عملا" با وقوع انقلاب اسلامی اجرایی نگردید که شاید بتوان گفت یکی از منسجم ترین و خلاقانه ترین  برنامه توسعه شهری بوده است .

از بدو تشکیل منطقه 18 تا کنون برنامه ای مدون با توسعه راهبردی ( CDS ) که بتواند شهر را در چهار مولفه الف ) اجتماعی ، فرهنگی   ب ) اقتصاد مولد  ج ) شهر پایدار  د ) شهر با مدیریت خوب و مشارکتی داشته باشد بوجود نیامده به طوری که امروزه این منطقه در بخش عمده ای از مشکلات

میراث گذشته آن است: فاقد یک سیستم  دفع فاضلاب ، معابر تنگ ، بافت فرسوده و ریز دانه ، تداخل کاربری های که غیر متجانس بوده که با لطبع این مشکلات بر ویژگی های هویتی ، فرهنگی ، اجتماعی و گروههای مردمی تاثیر منفی خواهد گذاشت . تصور هر گونه برنامه ریزی و آینده نگری جهت مدیریت و هدایت شهر تهران بدون « مشارکت مردم » و« نیازسنجی » از مسائل و مشکلات
 و خواسته ها عملا" امکان پذیر نبوده و بدون پشتوانه خواهد بود .

نیازسنجی از خواسته شهروندان سبب مشارکت آنها در فرایند مدیریت و قبول مسئولیت در برابر آنچه که داده می شود و آنچه هست بوده و مدیریت شهری در این فرایند با کاهش هزینه های نظارتی بخش بزرگی از وظایف خود را به بین شهروندان واگذار می کند .

امروزه مشارکت شهروندان و دخالت ونظارت آنها در « برنامه ریزی بخشی ( محله ای ) با توجه به شناخت آنها از محل زیست خود و عناصر آن می تواند تاثیر شایان ومتقابل در وضعیت اقتصادی ، جمعیتی نیازهای زیر بنایی و مشارکت مالی داشته که این امر سبب بالا رفتن رفاه عمومی اجتماعی از یک طرف و ضمانت اجرایی چشم انداز توسعه آتی منطقه را خواهد شد

* روش های مشارکت شهروندان طرق زیر قابل دسترسی است :

1- بررسی و تحقیق و پرسش نامه ، جلسات عمومی ، کارگاهها ،  کار گروههای تخصصی .

2- مشارکت مدنی و قانونی

در این مشارکت با تشکیل شورایاران ، NGO ها ، گروههای خیر ، گروههای محلی متخصص که از طریق این نوع مشارکت که در  قالب و چهارچوب قانونی و رسمی است می توان نظریات ، دیدگاهها

و خواسته های شهروندان را دریافت و بر اساس همین نیازها می توان برنامه ای هدفمند
 و بلند مدت تدوین کرد از طرف دیگر مدیریت شهری می تواند برنامه ها ی خود را از طریق همین گروههای مدنی به اطلاع شهروندان  رسانده و زمینه همکاری و مشارکت آنها را جلب نماید .

می توان گفت میان سه مولفه : آینده نگری( برنامه های بلند ، میان و کوتاه مدت ) مشارکت شهروندان و نیازسنجی رابطه دوسویه وجود دارد و یعنی در صورتی می توان یک برنامه

منسجم و هدفمند برای آینده برنامه ریزی کرد که براساس یک نیازهای زیر بنایی اصلی
و مشارکت گرایانه بوده و از طرف دیگر تا زمانی که شهروندان در این نیازسنجی مشارکت نداشته باشند برنامه ای تدوین نمی گردد پس می توان گفت اگر خواهان
شهر پایدار و با آینده ای روشن درجهت رسیدن به توسعه پایدار شهری هستیم مشارکت شهروندان می تواند ابزاری مطمئن باشد .

رضا دشتی برنجه
زادگاهم شهر تکاب است ودوستش دارم خوشحال میشم دوستان وهمشهری هایم در خصوص وبلاگ ومطالبش نظر دهند
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :