برنامه ریزی شهری
(دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد قزوین)
نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸۸/٦/٢۸

شناخت ایمان:

شناخت پایه هاى ایمان : ایمان بر چهار پایه استوار است : صبر ، یقین ، عدل و جهاد . صبر نیز بر چهار پایه قرار دارد . شوق ،هراس ، زهد و انتظار. آن کس که اشتیاق بهشت دارد ، شهوت هایش کاستى گیرد ، و آن کس که از آتش جهنّم مى ترسد ، از حرام دورىمى گزیند ، و آن کس که در دنیا زهد مى ورزد ، مصیبت را ساده پندارد ، و آن کس که مرگ را انتظار مى کشد در نیکى هاشتاب مى کند . یقین نیز بر چهار پایه استوار است : بینش زیرکانه ، دریافت حکیمانة واقعیت ها ، پند گرفتن از حوادث روزگار ، و پیمودن راه درست پیشینیان . پس آن کس که هوشمندانه به واقعیت ها نگریست ، حکمت را آشکارا بیند ، و آن که حکمت را آشکارا دید ، عبرت آموزى را شناسد ، و آن که عبرت آموزى شناخت گویا چنان است که با گذشتگان مى زیسته است و عدل نیز بر چهار پایه بر قرار است : فکرى ژرف اندیش ، دانشى عمیق و به حقیقت رسیده ، نیکو داورى کردن و استوار بودن در شکیبایى . پس کسى که درست اندیشد به ژرفاى دانش رسید و آن کس که به حقیقت دانش رسید ، از چشمة زلال شریعت نوشید ، پس کسى که شکیبا شد در کارش زیاده روى نکرده با نیکنامى در میان مردم زندگى خواهد کرد  و جهاد نیز بر چهار پایه استوار است : امر به معروف ، نهى از منکر ، راستگویى در هر حال ، و دشمنى با فاسقان . پس هر کس به معروف امر کرد ، پشتوانه نیرومند مؤمنان است ، و آن کس که از زشتى ها نهى کرد ، بینى منافقان را به خاک مالید ، و آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایدارى کند حقّى را که بر گردن او بوده ادا کرده است ، و کسى که با فاسقان دشمنى کند و براى خدا خشم گیرد ، خدا هم براى او خشم آورد ، و روز قیامت او را خشنود سازد .

شناخت اقسام کفر و تردید : و کفر بر چهار ستون پایدار است : کنجکاوى دروغین.(7) ستیزه جویى و جُدُل ، انحراف از حق و دشمنى کردن . پس آن کس که دنبال توهم و کنجکاوى دروغین رفت به حق نرسید . (8) و آن کس که به ستیزه جویى و نزاع پرداخت از دیدن حق نابینا شد ، و آن کس که از راه حق منحرف گردید ، نیکویى را زش ، و زشتى را نیکویى پنداشت و سر مست گمراهى ها گشت ، و آن کس که دشمنى ورزید پیمودن راه حق بر او دشوار و کارش سخت ، و نجات او از مشکلات دشوار است . و شک چهار بخش دارد : جدال در گفتار ، ترسیدن ، دو دل بودن ، و تسلیم حوادث روزگار شدن . پس آن کس که جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاریکى شُبهات بیرون نخواهد آمد و آن کس که از هر چیزى ترسید همواره در حال عقب نشینى است ، و آن کس که در تردید و دودلى باشد زیر پاى شیطان کوبیده خواهد شد ، و آن کس که تسلیم حوادث گردد و به تباهى دنیا و آخرت گردن نهد ، و هر دو جهان را از کف خواهد داد

 

وصیت به فرزند:

فرزندش امام حسن [علیه السلام] فرمود : پسرم ! چهار چیز از من یادگیر (در خوبى ها ) ، و چهار چیز به خاطر بسپار (هشدارها)، که

تابه آن ها عمل مى کنى زیان نبینی

الف ـ خوبى ها

1 ـ همانا ارزشمند ترین بى نیازى عقل است . 2 ـ و بزرگ ترین فقر بى خردى است . 3 ـ و ترسناک ترین تنهایى خود پسندى است

4ـ و گرامى ترین ارزش خانوادگى ، اخلاق نیکوست.

ب ـ هشدار ها

1 ـ پسرم ! از دوستى با احمق بپرهیز ، چرا که مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زیانت مى کند.

2 ـ از دوستى با بخیل بپرهیز ، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز دارى از تو دریغ مى دارد.

3 ـ و از دوستى با بدکار بپرهیز، که با اندک بهایى تو را مى فروشد.

4 ـ و از دوستى با دروغگو بپرهیز که به سراب ماند: دور را به تو نزدیک ، و نزدیک را دور مى نمایاند

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸۸/٦/٢۸

سینه خردمند صندوق راز اوست و خوشرویى وسیله دوست یابى ، و شکیبایى ، گورستان پوشاننده عیب هاست . و یا فرمود : پرسش کردن وسیله پوشاندن عیب هاست ، و انسان از خود راضى ، دشمنان او فراوانند

چون دنیا به کسى روى آورد ، نیکى هاى دیگران را به او عاریت دهد ، و چون از او روى برگرداند خوبى هاى او را نیز بربایند

با مردم آن گونه معاشرت کنید ، که اگر مْردید بر شما اشک ریزند، و اگر زنده ماندید ، با اشتیاق سوى شما آیند.

اگر بر دشمنت دست یافتى ، بخشیدن او را شکرانه پیروزى قرار ده.

ناتوان ترین مردم کسى است که در دوست یابى ناتوان است ، و از او ناتوان تر آن که دوستان خود را از دست بدهد.

از لغزش جوانمردان در گذیرید، زیرا جوانمردى نمى لغزد جز آن که دست خدا او را بلند مرتبه مى سازد

کسى که کردارش او را به جایى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید

بخشنده باش اما زیاده روى نکن ، در زندگى حسابگر باش اما سخت گیر مباش

کسى در انجام کارى که مردم خوش ندارند، شتاب کند ، دربارة او چیزى خواهند گفت که از آن اطلاعى ندارند

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸۸/٦/٢٧

٠ادامه  از مطالب قبلی )از بدو تشکیل  کلان شهر تهران تا کنون برنامه ای مدون با توسعه راهبردی ( CDS ) که بتواند شهر را در چهار مولفه الف ) اجتماعی ، فرهنگی   ب ) اقتصاد مولد  ج ) شهر پایدار  د ) شهر با مدیریت خوب و مشارکتی داشته باشد بوجود نیامده به طوری که امروزه این منطقه در بخش عمده ای از مشکلات میراث گذشته آن است: فاقد یک سیستم  دفع فاضلاب ، معابر تنگ ، بافت فرسوده و ریز دانه ، تداخل کاربری های که غیر متجانس بوده که با لطبع این مشکلات بر ویژگی های هویتی ، فرهنگی ، اجتماعی و گروههای مردمی تاثیر منفی خواهد گذاشت . تصور هر گونه برنامه ریزی و آینده نگری جهت مدیریت و هدایت شهر تهران بدون « مشارکت مردم » و« نیازسنجی » از مسائل و مشکلات و خواسته ها عملا" امکان پذیر نبوده و بدون پشتوانه خواهد بود .

نیازسنجی از خواسته شهروندان سبب مشارکت آنها در فرایند مدیریت و قبول مسئولیت در برابر آنچه که داده می شود و آنچه هست بوده و مدیریت شهری در این فرایند با کاهش هزینه های نظارتی بخش بزرگی از وظایف خود را به بین شهروندان واگذار می کند .

امروزه مشارکت شهروندان و دخالت ونظارت آنها در « برنامه ریزی بخشی ( محله ای ) با توجه به شناخت آنها از محل زیست خود و عناصر آن می تواند تاثیر شایان ومتقابل در وضعیت اقتصادی ، جمعیتی نیازهای زیر بنایی و مشارکت مالی داشته که این امر سبب بالا رفتن رفاه عمومی اجتماعی از یک طرف و ضمانت اجرایی چشم انداز توسعه آتی منطقه را خواهد شد

 

* روش های مشارکت شهروندان طرق زیر قابل دسترسی است :

 

1- بررسی و تحقیق و پرسش نامه ، جلسات عمومی ، کارگاهها ،  کار گروههای تخصصی .

2- مشارکت مدنی و قانونی

در این مشارکت با تشکیل شورایاران ، NGO ها ، گروههای خیر ، گروههای محلی متخصص که از طریق این نوع مشارکت که در  قالب و چهارچوب قانونی و رسمی است می توان نظریات ، دیدگاهها

و خواسته های شهروندان را دریافت و بر اساس همین نیازها می توان برنامه ای هدفمند
 و بلند مدت تدوین کرد از طرف دیگر مدیریت شهری می تواند برنامه ها ی خود را از طریق همین گروههای مدنی به اطلاع شهروندان  رسانده و زمینه همکاری و مشارکت آنها را جلب نماید . می توان گفت میان سه مولفه : آینده نگری( برنامه های بلند ، میان و کوتاه مدت ) مشارکت شهروندان و نیازسنجی رابطه دوسویه وجود دارد و یعنی در صورتی می توان یک برنامه منسجم و هدفمند برای آینده برنامه ریزی کرد که براساس یک نیازهای زیر بنایی اصلی و مشارکت گرایانه بوده و از طرف دیگر تا زمانی که شهروندان در این نیازسنجی مشارکت نداشته باشند برنامه ای تدوین نمی گردد پس می توان 
گفت اگر خواهان شهر پایدار و با آینده ای روشن درجهت رسیدن به توسعه پایدار شهری هستیم مشارکت شهروندان می تواند ابزاری مطمئن باشد .

برنامه ریزی :

         برای اینکه یک سیستم  و یا مجموعه بتواند خوب مدیریت و اداره شود نیازمند یک « برنامه ریزی » دقیق است این برنامه ریزی بدون شناخت موانع،امکانات،مشکلات،منابع انسانی و ... امکان پذیر نبوده و عملاً بازخورد آن نامناسب و همراه با نا هنجاری نیزخواهد بود .

در تکامل حیات مدنی شهرها که هر چه قدر افزوده تر می گردد  مسائل و مشکلات آن نیز پیچیده تر و گسترده تر شده چه بسا در طی دوران تغییر شیوه زیستی از روستا نشینی به شهر نشینی تنها شهرهایی توانستند مانا و جاودان باشند و در آفرینش تمدن بشری نقش اساسی داشته داشته باشند شهرهایی بودند که بر اساس یک « برنامه » و « هدف » ایجاد و تاسیس شده بودند.

با مرور زمان علی الخصوص بعد از دوران صنعتی شدن این مشکلات و مسائل پیچیدگی بیشتری یافت و از آن زمان « ضرورت برنامه ریزی » برای کشور و منطقه و شهر از اهمیت بیشتر برخوردار شد به طوری که مکاتب، دیدگاهها و نظرات مختلف برنامه ریزی در مورد شهر پیدا شد که هر کدام از این دیدگاهها و نظرات بر جنبه ای از دیدگاه توسعه ای و برنامه ریزی توجه داشت .

ازطرف دیگر شهر با این عنوان یک موجود زنده و پویاست که با نمو و رشد خود به مروز زمان با مسائل جدید رو به رو شده که اگر نتواند بر آن برنامه ریزی کند . و یا پیش بینی و آینده نگری لازم بر آنها نکند مرحله تباه و مرگ شهر فرا خواهد رسید. .

 

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸۸/٦/٢٧

آینده نگری یعنی فکر کردن درباره اتفاقات آینده قبل از وقوع آن تا بتوان بیشترین بهره وری با کمترین هزینه ها انجام داد و با هدایت و راهبری شا خصه ها و مولفه های موضوعی بتوان میان آنها هماهنگی و ارتباط تنگاتنگ بوجود آورد از اینرو برای بهتر شدن نباید منتظر آینده شد بلکه باید آینده را همین امروز ساخت .

فرایند زایش شهر تهران در طی 200 ساله اخیر نشان می دهد که در این فرآیند آنچه برای مدیران و زمامداران اهمیت چندانی نداشته « آینده » شهر تهران بوده که امروزه قریه کوچک به یکی از 20 کلان شهر بزرگ دنیا با انبوهی از مشکلات زیست محیطی ، جمعیتی ، اشتغال ، تمرکز صنایع و خدمات ، هویت فرهنگی و تبدیل شده است .

آنچه امروزه در اداره شهر تهران به وضوح می توان دید عدم فرایند مدیریتی در آن بوده که سلیقه و خرد فردی به خرد جمعی و عدم ارتباط میان مدیران شهر تهران در طی سالیان گذشته بوده به طوری که هر مدیری برای آینده خود « برنامه ای مستقل با هدفی خاص » تدوین و مدیر بعدی بدون اینکه برنامه قبلی را مطالعه کند . برنامه ای جدید را تدوین می کرد و این یعنی هر بار از صفر شروع کردن و این انقطاع زمانی در حیات شهری و چشم انداز توسعه تهران موجب می گردد .

شهر تهران در طی حیات شهری خود فاقد یک برنامه بلند مدت با هدف شناخت و هدایت تهران در افق و آینده بوده است اولین طرح بلند مدت و جامع شهر تهران در سال 1347 تدوین و این برنامه نیز عملا" با وقوع انقلاب اسلامی اجرایی نگردید که شاید بتوان گفت یکی از منسجم ترینو خلاقانه ترین  برنامه توسعه شهری بوده است .   (ادامه دارد)

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸۸/٦/٢٧

اعتقادم بر این است  برای رسیدن به توسعه پایدار  اولا باید برنامه ریزی  ونوع نگرش فلسفی  ونظری ما بومی بوده  وچرخه کامل  فرایند برنامه ریزی  را داشته باشیم وسپس بر مبنای همین برنامه ریزی  ، توسعه بومی را  نهادینه کنیم وبه عبارتی به دنبال  برنامه ریزی بومی  ، توسعه بومی  به وجود خواهد آمد  . 

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳۸۸/٦/٢٧

سلام دوستان این وبلاگ در  شب جمعه به تاریخ ٢٧/۶/٨٨ ایجاد شده است.  وبا هدف  شناخت  ونهادینه سازی برنامه ریزی  وبومی نمودن آن در مدیریت   . ومنتظر نظرات ودیدگاههای شما  دوستان وفرهیختگان هستم علی الخصوص بچه های رشته جغرافیا وبرنامه ریزی شهری   ودوستان گروه جغرافیا وبرنامه ریزی شهری  دانشگاه شهید چمران اهواز  منتظرم.

رضا دشتی برنجه
زادگاهم شهر تکاب است ودوستش دارم خوشحال میشم دوستان وهمشهری هایم در خصوص وبلاگ ومطالبش نظر دهند
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :