برنامه ریزی شهری
(دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد قزوین)
نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٥/۸/٢٧

دیگران حرف‌های ما را بسیار متفاوت‌تر از آنچه منظور ماست،‌ تفسیر می‌کنند.
وقتی شما بدون ملاحظه چیزی می‌گویید، حرف‌های‌تان منجر به ایجاد احساسی بد در سایرین
می‌شود. این اشتباهات زمانی اتفاق می‌افتد که ما در مورد چیزی که اطلاعی از آن نداریم
اظهار نظر می‌‌کنیم. درک پیامدهای حرف‌ها نیاز به آگاهیِ اجتماعی دارد که به معنای
توانایی درک احساسات و موقعیت سایر افراد است. در این مقاله شما با ۹ عبارتی آشنا می‌شوید که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها
به‌کار نمی‌برند.

موسسه‌ی تلنت اسمارت (TalentSmart) با
آزمایشِ هوشِ عاطفیِ (EQ) بیش
از یک میلیون نفر، کشف کرده که آگاهی اجتماعی،‌ مهارتی است که بسیاری از افراد از آن
بی‌بهره هستند. ما دچارِ کمبودِ آگاهیِ اجتماعی هستیم زیرا اغلب بر حرف‌هایی که می‌خواهیم
در جوابِ سایرین بدهیم و تاثیر حرف‌های دیگران روی خودمان تمرکز داریم به همین دلیل
معمولا توجهی به دیدگاه دیگران نداریم. این مسئله،‌ مشکل‌آفرین است زیرا آدم‌ها پیچیده
هستند و شما نمی‌توانید بدون توجه کامل به افراد، آنها را درک کنید. خوبیِ آگاهیِ اجتماعی
این است که می‌توان تنها با اصلاحاتی اندک در گفتار، به طور عمیقی روابط با افراد را
بهبود بخشید.

به این دلیل افرادی که هوش عاطفی بالاتری دارند، مراقب هستند تا در محاورات
خود از برخی اصطلاحات رایج خودداری کنند. در ادامه ۹ مورد از بدترین عباراتی که باید از آنها اجتناب کنید، بیان می‌شود.

۱-خسته به نظر می‌رسی

افراد خسته،‌ از نظر دیگران اصلا جذاب نیستند. آنها اغلب چشمانی گود‌افتاده
و موهایی آشفته دارند،‌ تمرکز ندارند و بدخُلق به نظر می‌رسند. گفتن این عبارت به افراد
به این معنی است که آنها ویژگی‌های مذکور را دارا می‌باشند.به جای گفتن این عبارت بگویید: «همه چیز رو‌به‌راه است؟»

برخی افراد وقتی می‌بینند کسی خسته و آشفته به نظر می‌رسد، می‌خواهند به
او کمک کنند بنابراین می‌پرسند آیا همه چیز خوب است یا نه. به جای توجه به وضعیت ظاهری
نامناسبِ فرد، تنها حالش را بپرسید تا باب گفتگو باز شود و او بتواند احساسش را با
شما در میان بگذارد. مهم‌تر از هر چیز این است که از نظر او، شما فردی دلسوز و همراه
خواهید بود نه گستاخ و بی‌ملاحظه.

۲- وای! چقدر لاغر شدی

باز هم یک عبارت به ظاهر خوب که در واقع نوعی تعارف است. این جمله، این
حس را در فرد ایجاد می‌کند که مورد نقد قرار گرفته است. گفتن عبارت «چقدر لاغر شده‌ای»
باعث می‌شود طرف مقابل فکر کند که قبلا چاق یا نامناسب به نظر می‌رسیده است.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «عالی به نظر می‌رسی.» این عبارت خیلی خوب
است. سعی کنید به جای مقایسه‌ی ظاهر فرد با گذشته‌اش،‌ تنها از ظاهر مناسب فعلیِ او
تعریف کنید و به ظاهر قبلی‌اش اشاره نکنید.

3-لیاقتت بیشتر از اینهاست

تو از او خیلی بهتر هستی

وقتی کسی از رابطه‌ای شخصی یا حرفه‌ای خارج شده است،‌ گفتن این عبارت به
این معناست که او انتخاب مناسبی نداشته و سلیقه‌ی خوبی ندارد.به جای گفتن این عبارت، به او بگویید: «خودش ضرر کرده». این عبارت نشان‌دهنده‌ی
دید خوش‌بینانه و مشتاقانه‌ی شماست و دارای لحن منتقدانه نیست.

۴- تو همیشه… یا تو هیچ‌وقت…

هیچ‌کس همیشه یا هرگز کاری را انجام نمی‌دهد. افراد خودشان را در یک بُعد
یا موقعیت نمی‌بینند، بنابراین نباید آنها را این‌گونه توصیف کنید. این عبارات باعث
می‌شود افراد موضع دفاعی بگیرند و دلشان نخواد حرف شما را بشنوند. که حالت خیلی بدی
است، زیرا احتمالا شما وقتی این عبارات را به کار می‌برید که می‌خواهید چیز مهمی بگویید
و بحث راه بیاندازید.

به جای این عبارات به سادگی به این نکته اشاره کنید که طرف مقابل چه کاری
انجام داده که به نظر شما اشتباه بوده. حقیقت را بگویید. اگر تکرار این رفتار،‌ واقعا
مسئله‌ساز شده است می‌توانید بگویید «به نظر می‌رسد که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی»
یا «متوجه شده‌ام که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی»

۵- نسبت به سن‌ات خیلی جوان به نظر می‌رسی

خوب موندی

عبارت «تو نسبت به» به عنوان یک توصیف‌کننده می‌تواند توأمان هم مهربانانه
هم بی‌ادبانه باشد. هیچ‌کس نمی‌خواهد تا دمِ مرگ مانند یک ورزشکار عالی به نظر برسد
یا خیلی خوب باشد. افراد تنها می‌خواهند سالم و متناسب باشند.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «فوق‌العاده به نظر می‌رسی»این عبارت معجزه
می‌کند. عبارات هوشمندانه نیازی به توصیف‌کننده ندارند.

۶- به تو گفته بودم که…

ما گاهی بعضی چیزها را فراموش می‌کنیم. به نظر می‌رسد که بیان این عبارت
و تکرار آن نوعی توهین تلقی می‌شود و پذیرش آن

برای افراد سخت است، مخصوصا افرادی که واقعا مشتاق هستند تا دیدگاه شما
را بدانند. تکرار این جمله بیان‌گر آن است که شما شخصیت متزلزلی دارید یا خود را بهتر
از دیگران می‌دانید یا هر دو. افرادی که از این عبارت استفاده می‌کنند واقعا چنین احساسی
دارند.

به جای اینکه این عبارت را تکرار ‌کنید، ببینید چطور می‌توانید حرف‌های‌تان
را به طور واضح‌تر و جالب‌تری منتقل کنید. به این ترتیب هیچ‌کس حرف‌های شما را فراموش
نخواهد کرد.

۷- موفق باشی

آرزوی موفقیت

مسلما اگر برای کسی آرزوی موفقیت بکنید،‌ دنیا به آخر نمی‌رسد اما می‌توانید
آرزوی بهتری برای او داشته باشید، زیرا این عبارت به طور نامحسوسی بر این دلالت دارد
که او برای موفق شدن به شانس نیاز دارد.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «من مطمئنم که از پسِ این کار برمی‌آیی.»

این جمله بهتر از آرزوی موفقیت است، زیرا نشان می‌‌دهد که آن شخص شایستگی
و اعتماد به نفس لازم برای کسب موفقیت را دارد و شما با گفتن این جمله از سایرین که
تنها آرزوی موفقیت می‌کنند متمایز خواهید شد.

۸- حق انتخاب با توست یا هر طور خودت صلاح می‌دانی

شاید نسبت به سوال و نظری که از شما خواسته شده، بی‌تفاوت باشید اما نظر
شما برای کسی که سوال را پرسیده مهم است و گرنه نظرتان را نمی‌پرسید.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «من نمی‌توانم با قاطعیت در این مورد نظری
بدهم، اما به نظر من بعضی موارد هستند که بهتر است آنها را مد نظر داشته باشی»وقتی
نظرتان را ارائه می‌دهید،‌ حتی اگر بی‌طرف باشید و نظر خاصی نداشته باشید، نشان می‌دهید
که برای کسی که از شما نظر خواسته اهمیت قائل هستید.

۹- حداقل من هرگز…

این عبارت یک روش پرخاش‌گرانه برای توجیه اشتباهاتِ خود و معطوف کردن توجه
دیگران به اشتباه سایر افراد است (کسی که حالا دیگر باید اشتباه او را بخشیده
باشید).به جای آن بگویید:
«متاسفم»

پذیرش اشتباهات بهترین راه برای منطقی و آرام کردن بحث است. پذیرشِ خطا
یک راه شگفت‌انگیز برای جلوگیری از تشدید آن است.

ختم کلام

در مکالمات روزانه، چیزهایی به ظاهر کوچک وجود دارند که می‌توانند همه
چیز را عوض کنند. این پیشنهادات را در صحبت‌های‌تان لحاظ کنید تا بازخوردهای مثبت آن
را در زندگی ببینید.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٥/٤/٢٤

نشریه آمریکایی فوربس در تازه‌ترین مطالعات خود درباره سنجش کیفیت زندگی
شهرنشین‌ها، فهرست جدیدی از هوشمندترین شهرهای جهان را معرفی کرد. این فهرست برخلاف
فهرست‌ سال‌های گذشته که صرفا بر یک جنبه شهرها (همچون محیط زیست یا تکنولوژی) تمرکز
داشت، بر اساس مولفه‌های مختلف از ویژگی شهرهای مورد تحقیق تهیه شده که تعیین‌کننده
میزان ثبات و کیفیت زندگی در 181 شهر مورد بررسی در این رتبه‌بندی هستند.

در این رتبه بندی که حاصل مطالعات دانشگاه ناوارا در اسپانیا است، 77 زیرشاخه
که 10 شاخص مربوط به کیفیت زندگی شهری را پوشش می‌دهند مورد بررسی قرار گرفته است.
این 10 شاخص عبارتند از: سرمایه انسانی، یکپارچگی اجتماعی، اقتصاد شهری و خانوار، مدیریت
دولتی، حاکمیت، محیط‌زیست، حمل و نقل، برنامه‌ریزی شهری، توسعه بین‌المللی، تکنولوژی.
بر این اساس، شهرهای هوشمند، شهرهایی هستند که فرصت‌های بی‌شمار و امکانات زیادی را
با همکاری بین بخش‌های دولتی و خصوصی برای کسب و کارها فراهم می‌کنند.

 رتبه تهران در هریک از این شاخص‌ها به تفکیک به این
شرح است: رتبه سرمایه انسانی 149، رتبه یکپارچگی اجتماعی 181، رتبه اقتصاد 154، رتبه
مدیریت دولتی 63، رتبه حاکمیت 134، رتبه محیط زیست 155، رتبه حمل و نقل 139، رتبه برنامه‌ریزی
شهری 162، رتبه توسعه بین‌المللی 154، رتبه تکنولوژی 178. بر این اساس، تهران از میان
181 شهر رتبه کلی 177 را به خود اختصاص داده است. در این فهرست سه شهر برتر در هریک
از شاخص‌ها معرفی شده‌اند. بر اساس این رتبه‌بندی، سه شهر برتر در شاخص سرمایه انسانی
به ترتیب لندن، بوستن و واشنگتن هستند.

در شاخص یکپارچگی اجتماعی هلسینکی رتبه نخست را دارد و مونیخ و کپنهاگ
به ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفته‌اند. سه شهر برتر در شاخص اقتصاد به ترتیب
نیویورک، سانفرانسیسکو و لندن هستند. در شاخص مدیریت دولتی واشنگتن رتبه نخست را به
خود اختصاص داده، ژنو رتبه دوم را کسب کرده است و دبی در رتبه سوم قرار دارد. در شاخص
حاکمیت، اتاوا رتبه نخست را به خود اختصاص داده است، تورنتو در رتبه دوم قرار دارد
و ملبورن در رتبه سوم جای گرفته است. در شاخص محیط زیست، زوریخ رتبه اول را کسب کرده،
هلسینکی رتبه دوم را به دست آورده و مونیخ در رتبه سوم قرار گرفته است. در شاخص حمل
و نقل، سئول رتبه نخست را به خود اختصاص داده، فرانکفورت رتبه دوم را به دست آورده
و لندن رتبه سوم را کسب کرده است.

در شاخص برنامه‌ریزی شهری، کپنهاگ در رتبه نخست جای گرفته است، دائجونگ
(پنجمین شهر بزرگ کره جنوبی) رتبه دوم را به دست آورده است و آمستردام رتبه سوم را
به خود اختصاص داده است. در شاخص توسعه بین‌المللی، پاریس در رتبه اول قرار گرفته است،
لندن رتبه دوم را کسب کرده و هنگ‌کنگ رتبه سوم را به دست آورده است. در شاخص تکنولوژی،
توکیو رتبه اول را دارد، سئول رتبه دوم را به خود اختصاص داده و نیویورک در رتبه سوم
قرار گرفته است.

برای آنکه یک شهر بتواند در صدر فهرست هوشمندترین شهرهای جهان قرار گیرد،
باید در مجموعه‌ای از معیارها عملکرد برتری داشته باشد نه اینکه فقط در یکی از این
شاخص‌ها جایگاه نخست را به خود اختصاص دهد. به علاوه هیچ دلیلی هم ندارد که شهرهای
برتر احساس کامل بودن کنند، چون این بررسی نشان داده است که حتی برترین شهرها هم هنوز
جا برای بهبود دارند.بر این اساس، شهرهای نیویورک، لندن و پاریس به ترتیب سه شهر جهان
هستند که توانسته‌اند در حوزه‌های مختلف عملکرد برتری از خود نشان دهند. به‌عنوان مثال
شهر نیویورک که رتبه کلی نخست را به خود اختصاص داده است، در شاخص اقتصاد رتبه 1، در
شاخص تکنولوژی رتبه 3 و در شاخص‌های سرمایه انسانی، مدیریت دولتی، حاکمیت، توسعه بین‌المللی،
و حمل‌و‌نقل، رتبه 4 را کسب کرده است.

با وجود این، هنوز نیویورک در شاخص یکپارچگی اجتماعی ضعیف عمل کرده و از
بین 181 شهر، رتبه 161 را به خود اختصاص داده است. شهر لندن هم در این شاخص به شدت
ضعف دارد و در این شاخص در جایگاه 129 قرار گرفته و رتبه پاریس هم در این شاخص 91 است.
شاخص یکپارچگی اجتماعی، اندازه‌گیرنده میزان نابرابری، نرخ بیکاری، قیمت‌های مسکن و
نسبت زنان شاغل به کل افراد شاغل در جامعه است. این شاخص نشان دهنده حوزه‌ای است که
شهرهای جهان در کل نیازمند تقویت بیشتر آن هستند و تحلیلگران از آن به‌عنوان نقطه آسیب
شهرهای جهان نام برده‌اند. بر این اساس، بدترین شهرها در این فهرست لاگوس (از کشور
نیجریه) و کراچی‌(از کشور پاکستان) است. این دو شهر تقریبا در همه شاخص‌ها عملکرد ضعیفی
را از خود نشان داده‌اند.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٥/۱/٢٦

آیامن دُزدم ...؟!

آیا
ما دزدیم. ..؟
!

راننده
خط، بی‌توجه به صف مسافران که در زیر باران منتظر ماشین بودند، کنار خیابون داد می‌زد
:

«دربـــــــــــــــــست...»

نگاه
معنی‌دار و اعتراض‌های گاه و بی‌گاه مسافران،
هم
راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو
.

 به‌خاطرهمین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه، ماشین رو با کرایه ۶۰۰۰ تومن دربست گرفتیم، کهبرای هر مسافر نفری ۱۵۰۰ تومن می‌افتاد، درحالی که کرایه خط فقط ۵۵۰ تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر‌نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و ... کنارراننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس ‌شدن زیر بارون دل‌ خوشی نداشت. راننده تاکسی: برادرخانمم یه وام ۶ میلیون تومنی می‌خواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده‌خدا الان خورده به مشکل، دارند ماشینش رو مصادره می‌کنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس می‌کنند کسی هم خبردار نمیشه، اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر می‌دوونند! 

مسافر:نوش جونش! راننده(نگاه متعجب): نوش جون کی‌؟مسافر:نوش جون کسی که ۳۰۰۰ میلیارد تومن خورده! راننده(با لحن عصبی آمیخته به تمسخر): نکنه اون بابا فامیل شما بوده؟مسافر:نه! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم، مثل شما!مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده‌؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده‌؟راننده: نه آقا جان اونا از ما بهترون‌اند! من برای یک جفت لاستیک باید ۳ روز برم تعاونی، اون وقت اون ۳۰۰۰ میلیارد تومن رو می‌خوره یه آبم روش..! مسافر: خب آقا جان راضی نیستی نخر!راننده (با صدای بلند): چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟  مسافر: وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی، وقتی می‌بینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد، میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست می‌کنی... 

راننده پرید وسط حرف طرف که: آقا راضی نبودی سوار نمی‌شدی! مسافر‌
(با خونسردی): می‌بینی؟ من الان دقیقاً حال تو رو دارم، وقتی داشتی لاستیک ماشین می‌خریدی
... مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و ۳ برابر کرایه رو داریم می‌دیم راضی هستیم؟ ما هم مجبوریم سوار شیم! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده می‌کنی، از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاترراننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ... مسافر که حالا کاملاً دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد:دزدی،دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ... ولی خدا وکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن؟ که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره، اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه می‌فهمند! برادر
من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرأت همچین خلافی رو نداشته باشه
. اینجور موقع ها معلوم میشه اگه ما هم آب گیرمون بیاد شناگر ماهری هستیم! 

راننده
که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت
:چی بگم والا...! من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده می‌شدم

و طبیعتاً طبق قرار اجباری با راننده باید ۱۵۰۰ تومن کرایه می‌دادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس ۲۰۰۰ تومنی به راننده دادم.

راننده گفت ۵۰ تومنی دارید؟  باتعجب گفتم: بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه ۵۰ تومنی به راننده دادم. راننده هم یک اسکناس ۱۰۰۰ تومنی و یک اسکناس ۵۰۰ تومنی بهم برگردوندو گفت: به سلامتهمونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه‌آلود حرکت می‌کرد رو دنبال می‌کردم، چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر می‌کردم: یعنی من هم بایدخودم رو اصلاح کنم...!؟ دزدی فقط دزدی های کلان نیست دزدی از همان صد تومان و دویست تومان شروع می شود همه ما در ذهن خود ایستاده ایم تا دیگران اصلاح شوند یا شاید قهرمانی بیاید و همه را اصلاح نماید...

 

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٥/۱/٢٦

صدای چکمه سربازان هر لحظه نزدیک‌تر می‌شود نکند نکند که ....

سربازی در خانه را به شدت می‌کوبد، بدون آن که منتظر باز شدن در بماند
پیش دستی کرده، در را می‌شکند. زن و مردی میانسال همراه با خانواده‌اش به جرم یهودی
بودن به آشویتس برده شدند.

مردی که توانست زندگی را از دریچه دیگری ببیند. بنیان‌گذار مکتب نو در
روان درمانی به نام لوگوتراپی (معنا درمانی) شد. دکتر ویکتور فرانکل در سال 1905 در
وین به دنیا آمد. درجه دکترای خود را از دانشگاه وین گرفت و مسئول مرکز راهنمای جوانان
شد. 

در سال‌هایی که در وین با هموطنانش زندگی می‌کرد، همپای آنان برای افتخار
نام کشورش کوشید با آغاز جنگ همچون دیگر هموطنانش به فکر کشور بود اما ناگاه متوجه
شد که خود نیز اسیر بازی زندگی شده است.

بازی که او را به زندانی شماره 119104 آشویتس مبدل ساخت. زندانی که عزیزترین
عزیزانش را از او گرفت. (همسر، مادر، پدر و خواهرش را) چهره شکنجه و کشته شدن همنوعانش
را نشانش داد و تک تک سلول‌های او را با رنج آشنا ساخت. اما او چگونه به سرنوشت نگاه
کرد .... . او باور داشت آنچه انسان‌ها را از پای درمی‌آورد رنج و سختی زندگی نیست
بلکه از بین رفتن معنای زندگی است. معنی تنها در لذت و شادمانی نیست بلکه در رنج و
مرگ نیز هست.

از دیدگاه او زندگی جاده پرپیچ و خمی است، پشت هر پیچ داستانی قرار دارد.
داستانی نیمه نوشته که اگر چه برخی از قسمت‌های آن بر ما تحمیل می‌شود اما در نهایت
این ما هستیم که با زاویه دید خود به این قسمت‌ها شکل می‌دهیم، دیگر قسمت‌های آن را
می‌سازیم. همه‌ی ما در زندگی گرفتار شرایطی می‌شویم که خود به وجود آورنده آن نبودیم،
بیماری، مرگ عزیزی یا .... درست است که در به وجود آمدن آن‌ها آزاد نبودیم اما قادریم
در مقابل مصیبت، خود تصمیم بگیریم که تسلیم شویم یا در مقابل آن قد علم کنیم. انسان زیر سلطه شرایطی که با آن روبرو می‌شود
قرار ندارد بلکه این شرایط است که مطیع عزم اوست.

از دیدگاه او در هر مصیبتی معنایی نهفته است، اگر بپذیریم که جهانی که
ما در آن زندگی می‌کنیم جهان مفاهیم و نشانه‌هاست، هر

رویدادی پیامی است برای انسان هوشیار تا آن را خوب ببیند و پیام نهفته‌اش
را درک کند. افراد با راهنمای روانشناسان میدان دید

خود را وسعت دهند تا معنا و ارزش نهفته شده در آن مصیبت را ببینند آن گاه
قادر خواهند بود شجاعانه آن را بپذیرند و با آن مبارزه کنند و وقتی به پذیرش برسند
می‌توانند به وظایف و مسئولیت‌های خود رسیدگی کنند.

انسان باید دریابد غم‌ها و مرگ 
است که واقعیت بودن و زندگی را توجیه می‌کند و وجود انسان را شکوفا می‌سازد
و او را به تعالی می‌رساند پس باید این‌ها را از دریچه دیگری نگاه کرد.

این همان نقطه‌ای است که هر جامعه به آن نیاز دارد. افراد در اجتماع نیاز
دارند برای زندگی خود معنایی را پیدا کنند، اگر نتوانند این معنا را پیدا کنند دچار
خلاء وجودی می‌شوند که منشاء اغلب ملالت‌ها و بی‌حوصلگی‌هاست که روزگار ما به شدت از
این خلاء رنج می‌کشد و ما آن را به شکل افسردگی‌ها و وابستگی به داروهای روان‌گردان
و خشم می‌بینیم. افراد یک اجتماع برای امرار معاش، گذران زندگی یا طی مسیر عمر فعالیت‌های
مختلفی را انجام می‌دهد اگر این فعالیت‌ها هدفمند نباشد بعد از مدتی حتی در اوج موفقیت
دچار سرخوردگی و افول می‌شود. این بی‌انگیزگی و سرخوردگی ناشی از فعالیت اشتباه نیست
بلکه از نبودن هدفی مشخص که در راستای معنایی کلی و نگاه عمیق به زیستن است ناشی می‌شود.

آیا تا به حال به معنای زندگی خود فکر کرده‌اید؟!

بدون شک در دنیای امروز ما که پر از فراز و نشیب‌های متفاوت است ما به
این معنا احتیاج داریم. هر یک از ما باید معنایی برای زندگی خود پیدا کنیم. معنا زندگی
هر کس خاص و ویژه خود اوست زیرا برداشت هر کس از زندگی متفاوت است. شخصیت هر فرد مجموعه‌ای
است از استعدادهای بالقوه‌ای که در جودش قرار دارد، آنچه از کودکی در نحوه تربیت و
تعلیم او در خانواده آموخته و آنچه جامعه به او می‌دهد مجموعه‌ای است از باورها، نگرش‌ها
و باید و نبایدهایی که هنجارهای یک جامعه است.

پس هر فرد متناسب با آنچه که از گذشته به همراه دارد معنایی خاص خود را
برای زندگی متصور می‌شود.

به عقیده فرانکل معنی‌جویی حقیقتی انکارناپذیر در زندگی انسان است و ماهیت
اصلی بشریت همین حقیقت است که الهام‌بخش وجود انسان می‌گردد. این معنا دارای نیروی شفابخشی است که می‌تواند به زندگی جهت دهد و فرد
را برای رسیدن به هدفش یاری کند.

اگر چه انسان قادر به جبران گذشته نیست اما با پیدا کردن راه آینده می‌تواند
گذشته را آن گونه که دوست دارد جبران کند و راه خودشکوفایی استعدادهایش را پیدا کند.
گذشته هر فرد هر قدر هم با شکست و ناکامی توأم باشد می‌تواند با نگاهی صحیح و عمیق
راه موفقیت آینده را فراهم آورد. بسیاری اوقات کاستی‌ها همچون چراغ هشداری برای کسب
موفقت و تکامل در آینده عمل میکند.

امروزه از روش لوگوترابی برای کمک به معنا دادن به زندگی افراد افسرده،
افرادی که قصد خودکشی دارند، افرادی که بیماری صعب‌العلاج دارند، افرادی که با سوگ
مواجهه می‌شوند و ... استفاده می‌شود.

به آنان کمک می‌کنند معنای آن حادثه را دریابند و با عینک جدید به آن اتفاق
نگاه کنند و این راز فرانکل بود.

مردی که پس از جنگ سرافرازانه به وطنش بازگشت و با روش جدید درمان به کمک
همنوعانش شتافت. 

او به همنوعانش آموخت که گرد و غبار عینک خود را بزدایند و بدانند که به
جای امکانات،  می‌توانند واقعیت را در اختیار
گیرند.

واقعیاتی که محتوی آن تنها کارهای انجام داده شده نیست، بلکه عشق و محبتی
است که به دردها و رنج‌هایی می‌ورزد که آن را شجاعانه به دوش می‌کشد.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/۱۱/۱٩

تاریخچه

درسال ۱۹۲۱ یک ریاضی‌دان فرانسوی به نام اِمیل بُرِل برای نخستین بار به مطالعهٔ تعدادی از بازی‌های رایج در قمارخانهها پرداخت و چند مقاله در موردِ آن‌ها نوشت. او در این مقاله‌ها بر قابل پیش‌بینی بودنِ نتایجِ این نوع بازی‌ها از راه‌های منطقی، تأکید کرده بود. گرچه بُرِل نخستین کسی بود که به طور جدی به موضوع بازی‌ها پرداخت اما به دلیلِ آنکه تلاشِ پیگیرانه‌ای برای گسترش و توسعهٔ ایده‌های خود انجام نداد، بسیاری از مورخین ایجاد نظریهٔ بازی را نه به او بلکه به جان فون نویمان ریاضی‌دان مجارستانی نسبت داده‌اند. آنچه نویمان را به گسترشِ نظریهٔ بازی ترغیب کرد، توجه ویژهٔ او به یک بازی با ورق بود. او دریافته بود که نتیجهٔ این بازی صرفاً با تئوریِ احتمالات تعیین نمی‌شود. او شیوهٔ بلوف‌زدن در این بازی را فرمول‌بندی کرد. بلوف‌زدن در بازی به معنای راه‌کاری برای فریب‌دادنِ دیگر بازیکنان و پنهان‌کردنِ اطلاعات از آنها می‌باشد. در سال ۱۹۴۴ او به همراهِ اسکار مونگسترن که اقتصاددانی اتریشی بود، کتابِ نظریه بازی‌ها و رفتار اقتصادی را به نوشتند. اگر چه این کتاب صرفاً به منظور کاربردهای اقتصادی نوشته شده بود اما کاربردهای آن در روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، سیاست، جنگ، بازی‌های تفریحی و بسیاری زمینه‌های دیگر نیز به زودی آشکار شد. فون نویمان بر پایهٔ راهبردهای موجود در یک بازی ویژه شبیه شطرنج توانست کُنش‌های میانِ دو کشورِ ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی را در خلال جنگ سرد با در نظر گرفتن آن‌ها به عنوانِ دو بازیکن در یک بازی مجموع صفر، مدل‌سازی کند. از آن پس پیشرفتِ این دانش با سرعتِ بیشتری در زمینه‌های مختلف پی گرفته شد و از جمله در دههٔ ۱۹۷۰ به طور چشم‌گیری در زیست‌شناسی برای توضیحِ پدیده‌های زیستی به کار گرفته شد. در سال ۱۹۹۴ جان نش به همراهِ جان هارسانی و راینهارد سیلتن به خاطر مطالعات خلاقانه خود در زمینهٔ نظریهٔ بازی، برندهٔ جایزه نوبل اقتصاد شدند. در سال‌های پس از آن نیز بسیاری از برندگانِ جایزهٔ نوبل اقتصاد از میانِ متخصصینِ نظریهٔ بازی انتخاب شدند. آخرینِ آنها، ژان تیرول فرانسوی است که در سال ۲۰۱۴ این جایزه را کسب کرد.

کاربردها

اقتصاد این نظریه در ابتدا برای درک مجموعهٔ بزرگی از رفتارهای اقتصادی به عنوان مثال نوسانات شاخص سهام در بورسِ اوراق بهادار

تعادلِ نَش پژوهش‌ها در این زمینه اغلب بر مجموعه‌ای از راه‌بردهای شناخته شده به عنوان تعادل در بازی‌ها استوار است.

علوم اجتماعی کاربرد نظریه بازی‌ها در شاخه‌های مختلف علوم مرتبط با اجتماع از جمله سیاست (همانند تحلیل‌های بروس بوئنو د مسکیتا)، جامعه‌شناسی، و حتی روان‌شناسی در حال گسترش است.

زیست‌شناسی در زیست‌شناسی هم برای درک پدیده‌های متعدد، از جمله برای توضیح تکامل و ثبات و نیز برای تحلیل رفتار تنازع بقا و نزاع برای تصاحب قلمرو از نظریه بازی استفاده می‌شود.

علوم رایانه‌ای امروزه این نظریه کاربرد فزاینده‌ایدر منطق و دانش رایانه دارد.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/۱۱/۱٩

نظریه بازی
مطالعه مدل‌های ریاضیِ درگیر و همکار در روشِ تصمیم گیری و انتخابِ هوشمندانه و منطقیِ تصمیم گیرندگان در یک بازی است. نظریه بازی، شاخه‌ای از ریاضیات کاربردی است که در علوم اجتماعی و به ویژه در اقتصاد، زیست‌شناسی، مهندسی، علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، علوم رایانه، بازاریابی، فلسفه و پوکر مورد استفاده قرار می‌گیرد. نظریه بازی در تلاش است تا بوسیلهٔ ریاضیات، رفتار را در شرایطِ راهبردی یا در یک بازی -که در آنها موفقیتِ فرد در انتخاب کردن، وابسته به انتخاب دیگران می‌باشد برآورد کند.

نظریهٔ بازی تلاش می‌کند تا رفتار ریاضیحاکم بر یک موقعیت استراتژیک (تضاد منافع) را مدل‌سازی کند. این موقعیت، زمانی پدید می‌آید که موفقیتِ یک فرد وابسته به راه‌بردهایی است که دیگران انتخاب می‌کنند. هدفِ نهاییِ این دانش،یافتنِ راه‌بردِ بهینه برای بازیکنان است

بازی

یک بازی شامل مجموعه‌ای از بازیکنان،مجموعه‌ای از حرکت‌ها یا راه‌بردها و نتیجهٔ مشخصی برای هر ترکیب از راه‌بردها می‌باشد. پیروزی در هر بازی تنها تابع یاریِ شانس نیست بلکه اصول و قوانینِ ویژهٔ خود را دارد و هر بازیکن در طی بازی سعی می‌کند با به کارگیری آن اصول، خود را به بُرد نزدیک کند. رقابتِ دو کشور برای دست‌یابی به انرژی هسته‌ای، سازوکار حاکم بر روابط بین دو کشور در حلِ یک مناقشهٔ بین‌المللی، رقابتِ دو شرکتِ تجاری در بازار بورس کالا نمونه‌هایی از بازی‌ها هستند.

 

 

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/۱۱/۸

کیفیت

لغت نامه دهخدا

کیفیت . [ ک َ / ک ِ فی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) چگونگی وحالت و وضعی که حاصل باشد در چیزی ، و در فارسی به تخفیف نیز آید. (غیاث ). صفت و
چگونگی . (ناظم الاطباء). چگونگی . چونی . (فرهنگ فارسی معین ) : کیفیت به پارسی چگونگی باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). وحوش از صورت و کیفیت حال پرسیدند.(کلیله و دمنه ). و در آن کیفیت صنعت و نسب و مذهب من مشبع و مقرر گرداند. (کلیله ودمنه ). ناصرالدین را کیفیت حال او معلوم کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی
چ 1تهران ص 29).
امیرک طوسی ایشان را چند روز میهمانی کرد تا کیفیت حال لشکر و حیات و ممات و هلاک و نجات هر یک بدیشان رسد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 129). آثار کفایت رئیس ابوعلی و کیفیت حال شهر و رعیت پیش سلطان موقعِ تمام یافت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی). یکی از وزیران گفتش پاس خاطر ملک را روا باشد که چند روزی به شهر اندر آیی و کیفیت مقام معلوم کنی . (گلستان ).گفتم ... مرا کرامت این شخص ظاهر شد، گفت مرا بر کیفیتآن واقف نگردانی تا منش هم تقرب کنم . (گلستان ).

- کیفیت تسخیر ؛ چگونگی تسخیر و طریقه ٔ تسخیر. (ناظم
الاطباء).

- کیفیت راسخه ؛ صفت ثابت و پایدار. (ناظم الاطباء).

- کیفیت عارضه ؛ صفت عارض و غیرثابت وناپایدار. (ناظم الاطباء).

- کیفیت عرضیه ؛ (اصطلاح طب ) کیفیتی است که محدث آن طبیعت دوا نباشد بلکه امری خارج باشد، چون آب مسخن ، یا از داخل ، چون عفونت . (از بحرالجواهر، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

تراکم

لغت نامه دهخدا

تراکم . [ ت َ ک ُ ] (ع مص ) بر هم نشستن .
(زوزنی ) (دهار). گرد آمدن و بر هم نشستن . (منتهی الارب )(غیاث اللغات ) (آنندراج
) (ناظم الاطباء). ارتکام . فراهم آمدن با ازدحام و کثرت . || چاق و فربه شدن . (ازاقرب الموارد) (از المنجد). || مجازاً بمعنی هجوم و انبوه . (غیاث اللغات )(آنندراج ). هجوم و انبوهی و تکاثف و هنگفتی . (ناظم الاطباء).

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/۱۱/۸

صکوک راهی جدید برای تامین منابع مالی شهرداری ها:

اوراق اجاره یکی از مهمترین انواع صکوکمعرفی شده، صکوک اجاره است. صکوک اجاره در حقیقت اوراق بهاداری است که دارنده آن به صورت مشاع، مالک بخشی از دارایی است که منافع آن بر اساس قرارداد اجاره به مصرف کننده یا بانی واگذار شده است. درصکوک اجاره حق استفاده از منافع دارایی یا مجموعه ای از دارایی ها، در برابر اجاره بها از مالک به شخص دیگری منتقل می شود. مدت قرارداد اجاره مشخص است و می توان اجاره بها را در ابتدای دوره، انتهای دوره، با سررسیدهای ماهانه، فصلی یا سالانه پرداخت کرد. از آن جا که صکوک اجاره اوراق بهاداری است که بیان گر مالکیت مشاع فرداست، می توان آن را در بازار ثانویه و به قیمتی که به وسیله عامل های بازار تعیین می شود، معامله کرد.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/٩/٢٩

انتخاب مناسب روش اجرای پروژه، می تواند هزینه های پروژه را بطور متوسط
تا 5 درصد کاهش دهد.همچنین انتخاب مناسب روش اجرای پروژه، می تواند زمان اجرای پروژه
را تا 30 درصد کاهش دهد.      

 هر پروژه دارای خصوصیات و نیازهای منحصر به فردی است
و برای اینکه پروژه موفق باشد، باید در انتخاب روش اجرای آن علاوه بر مسائل فنی، نیازهای
کارفرما و پیمانکار نیز در نظر گرفته شود. انواع قرارداد های پیمانکاری بر اساس آنچه
که در کشور ما رواج دارد به دسته های زیر تقسیم می گردد:


  • خود اجرا (امانی)   In
    – House

  • متعارف (سه عاملی)  
    Design – Bid – Build

  • مدیریت اجرا (چهار عاملی) 
    Construction Management

  • طرح و ساخت (دو عاملی)  
    Design – Build

  • ساخت، بهره برداری و انتقال  
    Build, Operate & Transfer

  • روش طراحی،تدارک، ساخت Engineering,Procuremeut,Construction ( EPC )

1-روش خود اجرا

در این روش کارفرما بوسیله امکانات خود، تکنولوژی، روشها و سایر عوامل
مورد نیاز تحقق طرح (جمع آوری اطلاعات، طراحی، تدارکات، ساخت) را تامین می نماید

2-روش متعارف (سه عاملی)

- در این روش
کارفرما از طریق قراردادهای جداگانه با طراح یا مشاور و سازنده یا پیمانکار، پروژه
را به اجرا در می آورد.   

- در این روش
ابتدا طراحی کامل شده و سپس از طریق مناقصه به یک یا چند شرکت پیمانکاری واگذار می
گردد.       

- در این روش
مسئولیت هماهنگی و ریسک عدم هماهنگی بین طراحی و ساخت و راه اندازی پروژه به عهده کارفرما
می باشد.

3-روش مدیریت اجرا (چهار عاملی)

- این روش
اجرا نوعی از سیستم متعارف (سه عاملی) می باشد که در آن کارفرما سازمان خارجی دیگری
را جهت مدیریت پروژه به کار می گیرد

- وظیفه این
نهاد مدیریت و کنترل پروژه و هماهنگی بین طرح و ساخت می باشد       

- استفاده
از این نهاد سبب کاهش مسئولیت و ریسک کارفرما می گردد

 

4-روش طرح و ساخت (دو عاملی)

- در این روش
کارفرما از طریق یک قرارداد واحد با طراح – سازنده، خدمات طراحی و ساخت پروژه را تحصیل می نماید.  

- مسئولیت
و ریسک کارفرما در این روش به حداقل می رسد و سازمان طراح – سازنده مسئولیت تمامی خدمات طراحی، تدارکات و ساخت
پروژه را به عهده می گیرد.   

- در این سیستم
امکان انجام طرح و ساخت سریع به حداکثر می رسد.        

- ریسک کارفرما
در راه اندازی  پروژه محدود به مسئولیتی است
که در مرحله مناقصه گذاری و یا مذاکره برای واگذاری قرار داد طرح و ساخت توسط کارفرما
تولید شده است.

5-روش ساخت، بهره برداری و انتقال (BOT)

در این روش تمامی خدمات طراحی، تدارک، ساخت، تامین مالی و بهره برداری
از پروژه را یک واحد (معمولا پیمانکار ) تامین می نماید.این روش اجرا از روشهای جدید
در واگذاری پیمان می باشد و برای اولین بار درقراردادساخت یک نیروگاه در کشور ترکیه
از سوی دولت ترکیه مورد استفاده قرار گرفت.

- این روش
عمدتا برای اجرای پروژه های بزرگ عمرانی و زیر بنایی بکار گرفته می شود.

- سازمان سازنده،
بهره برداری از پروژه را تا زمانی معین به عهده دارد. 

- این مدت
طبق قرار داد مالی برای باز پرداخت هزینه ها و حق الزحمه و سود پیمانکار تعیین شده
است.       

6-روش طراحی،تدارک، ساخت EPC  یا 
(کلید دردست )

در این روش کارفرما با یا بدون کمک مشاور ، محدوده کار ، استانداردهای
مورد نظر و طرح کلی را تحت عنوان‌‌‌ « خواسته های کارفرما » همراه با دیگر مدارک مناقصه
تهیه و سپس با برگزاری مناقصه ادامه طراحی و ساخت را بر عهده پیمانکار کلید گردان قرار
می دهد. روش کلید در دست مسئولیت طراحی و اجرا را بطور کامل بر عهده پیمانکار می‌گذارد
بگونه‌ای که بعد از تکمیل پروژه، کارفرما فقط با چرخاندن یک کلید می‌تواند بهره‌برداری
از تأسیسات اجرا شده را آغاز نماید.

پیمانکار در این روش مسؤلیت کلیه کارهای مهندسی ( طراحی ) ، تدارک و ساخت
را تا تکمیل و آماده بهره برداری شدن ، بر عهده دارد .

کارفرما خود نظارت کلی و کلان را بر روندانجام شدن کار عهده دارد . در
صورت انتخاب مشاور بخشی از مسؤلیت های کارفرما با عنوان«نماینده کارفرما» بر عهده وی
قرار می گیرد
.

کلید در دست حد اعلای سپردن مسئولیت طراحی و اجرا به پیمانکار است بعنوان
یک قانون کلی: مسئولیت هر عیب و نقصی که در محدوده تعریف شده کار رخ دهد بعهده پیمانکار
خواهد بود.

نوع قیمت گذاری در این سیستم به صورت مبلغ مقطوع در نظر گرفته شده است
.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/٩/٢٩

-  کسی نگران رفتار و گفتار او نیست. در ادب و امانت داری قابل پیش بینی است؛

2-اتومبیل خود را برای عابری که از خطوط عابر پیاده عبور می کند، کاملاً
متوقف می کند؛

3-چون وفای به عهد برای او جدی است، بعضاً شبها برای تحقق عهد، فکر کرده
و خوابش نمی برد؛

4-روزانه 5 دقیقه برای خشکاندن حسادت در وجود خود، برنامه ریزی کرده است؛

5-بسیار بسیار بسیار بسیار انصاف دارد؛

6-آنقدر برای خود احترام قایل است که به کسی خیانت نمی کند؛

7-روزانه 10 دقیقه برای شناخت خود، برنامه ریزی کرده است؛

8-اگر حتی 5 دقیقه به جلسه ای دیر برسد، با پیامک به میزبان اطلاع می دهد؛

9-اطرافیان او از اینکه نقدی را مطرح کنند احساس آرامش و امنیت می کنند؛

10-برای نگاه کردن به شبنم روی گلبرگ یک گل، وقت می گذارد؛

11-دارای ثبات فکری است و به تناسب شرایط و مخاطب، افکار و مواضع خود را
تغییر نمی دهد؛

12-انسانها را به خوب و بد تقسیم نمی کند بلکه ضعف ها و توانایی‌های آنها
را در کنار هم می بیند؛

13-مخالفان فکری او، اخلاق او را تحسین می کنند؛

14-بیشتر با رفتار خود دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد تا گفتار؛

15-ظرفیت و شجاعت گفتن این جمله را دارد: (1) افکار فلانی با من بسیار
متفاوت است ولی ذاتاً فرد مؤدبی است؛

16-ظرفیت و شجاعت گفتن این جمله را دارد: (2) افکار فلانی با من بسیار
متفاوت است ولی تابحال ندیده‌ام که بدگویی و تخریب کند؛

17-ظرفیت و شجاعت گفتن این جمله را دارد: (3) افکار فلانی با من بسیار
متفاوت است ولی ندیده‌ام که برای کسب موقعیت بهتر شغلی و مالی، چاپلوسی کسی را بکند؛

18-بسیار اعتماد به نفس دارد (1): چون دقیق و حقوقی صحبت می کند؛

19-بسیار اعتماد به نفس دارد (2): چون نیازی به متهم کردن کسی ندارد؛

20-بسیار اعتماد به نفس دارد (3): چون یک شغل بیشتر ندارد؛

21-بسیار اعتماد به نفس دارد (4): چون با درون خود زندگی می کند تا با
قضاوت دیگران؛

22-بسیار اعتماد به نفس دارد (5): چون طولانی در منصبی نمی ماند؛

23-بسیار اعتماد به نفس دارد (6): نیازی به تزویر ندارد چون حدّ خود برای
یک زندگی با تدبیر را می داند؛

24-بسیار اعتماد به نفس دارد (7): چون افکار و مواضع او ارتباطی به منابع
مالی او ندارند؛

25-بسیار اعتماد به نفس دارد (8): چون نیازهای مالی او مرتبط به حوزۀ سیاست
نیست؛

26-بسیار اعتماد به نفس دارد (9): نیازی به حذف دیگران ندارد چون دایرۀ
بازی و زندگی او بسیار وسیع است؛

27-بسیار اعتماد به نفس دارد (10): انحصاری رفتار نمی کند چون کرۀ زمین
را فقط یک نقطه در خلقت می داند؛

28-دروغ نمی گوید چون با راستگویی به همۀ منافع معقول خود دست یافته است؛

29-مسئله یکِ زندگی او، کار کردن و زحمت کشیدن است؛

30-بی نیازی در ذات و هویت اوست.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/٥/٧

مقدمهCPTED

اهمیت سیاست ها، برنامه ها و تدابیر پیشگیری از جرائم با توجه به ناکارآمدی
نظام عدالت کیفری در مبارزه با جرائم غیر قابل انکار است. یکی از انواع راهبردهای پیشگیرانه
ی مکانیکی از جرم "پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی     CPTED  خلاصه Crime Prevention Through Environmental Design) است که نخستین بار توسط جرم شناس آمریکایی
سی. ری. جفری در کتابی با همین نام ارائه شد. پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی را
می توان این گونه تعریف کرد: "طراحی مناسب و کاربری موثر از فضا و محیط ساخته
شده که منجر به کاهش فرصت های مجرمانه، افزایش ترس از جرم و بهبود کیفیت زندگی می شود".
این نظریه بر این اندیشه مبتنی است که رفتار انسانی در محیط، تحت تأثیر طراحی آن محیط
قرار دارد. این نظریه تأکید دارد که با بهینه سازی فرصت های ناظر، تعریف مشخص و واضح
از قلمرو و ایجاد تصویری مثبت از محیط می توان مجرمان را از ارتکاب جرم بازداشت.

تعریف نظریه CPTED:

نظریه CPTED بر
این ادعا استوار است که می توان با طراحی مناسب محل سکونت، کار و زندگی افراد، از جرائم
ارتکابی در محیط ساخته شده پیشگیری کرد. این پیشگیری، بر این باور است که مجرم ارتکاب
جرم را انتخاب می کند، جرم معلول فرصت است، مجرم فردی عقلانی است و جرم انتخابی عقلانی
است و تأثیر گذاشتن بر عوامل وضعی راحت تر از تغییر و مبارزه با ضعف های بشری و اصلاح
شخصیت افراد است. در نتیجه راه حل مناسب را کم کردن فرصت های مجرمانه می داند.

نظریه CPTED را
می توان این گونه تعریف کرد: طراحی مناسب و کاربری موثر از محیط و ساختمان که منجر
به کاهش جرم و ترس ناشی از جرم می شود (قورچی بیگی، 1389، 348). به عبارت دیگر طراحی
مناسب و استفاده ی درست از محیط می تواند علاوه بر پیشگیری از وقوع جرم، کیفیت زندگی
را بهبود بخشیده و ترس از جرم را کاهش دهد (Crowe، 2000،
p46).

تاریخچه نظریه CPTED:

می توان گفت که نظریه CPTED رهیافتی
جدید است که سابقه ای طولانی دارد. این نظریه محصول دهه ی 60 به بعد میلادی در آمریکا
است. شاید قبل از این، هیج گاه به این اندازه به تأثیر محیط ساخته شده بر جرم پرداخته
نشده بود. بعد از این دهه بود که در اثر فعالیت های افرادی چون جین جاکوبز با کتاب
"حیات و مرگ شهر های بزرگ آمریکا" (Jacobs،
1961)، اسچلمو آنجل با کتاب "پیشگیری از جرم از
طریق طراحی شهری"
(Angel، 1968)، الیزابت وود با کتاب "جنبه های اجتماعی
خانه سازی در توسعه شهری" (Wood،
1976)، این نظریه و روابط میان محیط و جرم بیشتر آشکار
شد.

کتاب معروف خانم جیکوبز با نام " حیات و مرگ شهر های بزرگ آمریکا"،
به واقع سرمنشاء آغاز تحقیقات در مورد تأثیر عوامل شهری فیزیکی و اجتماعی بر رفتار
و تعاملات مردم آنها تلقی می شود. وی از جمله کسانی است که نخستین بحث ها را در خصوص
"زوال شهری"
(Urban Decay) و ارتباط آن
با جرم، انجام داده است. به عقیده جفری، این جاکوبز بود که نخستین جرقه های مربوط به
چگونگی ارتباط شرایط محیطی با پیشگیری از جرم را بیان کرد. کتاب آنجل با نام
"پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی" (1968) اشاره به این امر داشت که چگونه
شهروندان می توانند نقش فعالی در پیشگیری از جرم داشته باشند. وی کار خود را با مشخص
کردن محیط هایی که در آن قابلیت ایجاد فرصت برای ارتکاب جرم در آنها فراهم بود، آغاز
کرد. وی بر این عقیده بود که بعضی از مناطق در مقایسه با سایر مناطق از میزان جرائم
بیشتر برخورداند، به این علت که فرصت بیشتری برای مجرمان معقول فراهم آورند. به عبارت
دیگر، مجرمان از طریق فرایند تصمیم گیری، آماج های مورد نظر خود را انتخاب می کنند
و در این فرایند، تلاش و خطر رسیدن به نتیجه ی حاصله را مورد ارزیابی قرار می دهند.

جین جاکوبز ایده ای طراحان شهری در آن زمان را به چالش کشید. طراحان شهری
عقیده داشتند که محله ها باید از یکدیگر مجزا بوده و خیابان های خلوت امن تر از خیابان
های شلوغ هستند. وی درباره ایده ی طراحی شهری در آن دوران اعتقاد داشت که روش های طراحی
شهری، مردم را از افزایش چارچوب های اجتماعی برای خود-نظارتی موثر ناتوان می سازد.
وی برای امن تر شدن خیابان ها در کتاب خود پیشنهاد می کند که فضاهای عمومی از خصوصی
از یکدیگر مشخص شوند و کاربری خیابان نیز متنوع و گوناگون شود.

در این دهه (شصت میلادی) بیشتر فعالیت ها بر تأکید و اثبات رابطه ی میان
محیط فیزیکی و جرم قرار داده شده است. از اواسط دهه ی هشتاد میلادی با شکل گیری نظریه
"جرم شناسی محیطی" (Brantingham،
1991)
و نظریه های دیگر همچون
"پنجره های شکسته" و تقویت اصول و مبانی نظری پیشگیری وضعی (نظریه انگلیسی
در مقایسه با نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی)، مبانی نظری پیشگیری از جرم
از طریق طراحی محیطی نیز قوت بیشتر یافت. البته ریشه جرم شناسی محیطی و مطالعه در مورد
"نقاط جرم خیز" (Hot Spot) و مکان های خطرناک را می توان در اواسط قرن نوزدهم مشاهده کرد. در واقع
از همین دهه بر مکان، به عنوان یکی از عناصر چهارگانه ی جرم (مجرم، بزه دیده، مکان
و جرم) تأکیده شده است.

نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی در ابتدا به وسیله س سی. ری.
جفری ابداع و تنظیم شده است. در همین زمان اصطلاح محدود تری توسط اسکار نیومن تحت عنوان
"فضای قابل دفاع" مطرح شد. این دو، کار خود را بر مبنای کار اسچملو آنجل،
الیزابت وود و جین جاکوبز قرار داده بودند. کتاب جفری تحت عنوان "پیشگیری ازجرم
از طریق طراحی محیطی" در سال 1971 منتشر شد. کتاب نیومن که همزمان با کتاب جفری
به چاپ رسید "فضای قابل دفاع" نام داشت. دیدگاه نیومن مورد تائید و حمایت
سایر نظریه ها چون CPTED قرار
داشت. نیومن، جفری را، به وجود آوردنده و منشاء اصلی این مفهوم می داند و این نظریه
را به وی نسبت می دهد. دیدگاه نیومن باعث ارتقاء دیدگاه جفری درباره نظریه CPTED شد و منجر به بازنگری مجدد کتاب توسط جفری
گشت. جفری جنبه ها و ابعاد مختلف این دیدگاه را بررسی کرد و آنها را گسترش داد و نهایتا
در سال 1990 کتاب خود را دوباره منتشر نمود. الگوی جفری از الگوی نیومن بسیار جامع
تر و کامل تر بود.

ارکان و عناصر نظریه CPTED

1- تعیین قلمرو
(قلمروگرایی)

موجود زنده بنا بر خصلت خود مدعی قلمروی خاص است و از آن در مقابل دیگران
دفاع می کند. هایدگر عقیده دارد که اجزای اصلی قلمرو "مشخص" بودن و
"دفاع" از آن است. وی بر این باور است که هر حیوان توسط حباب ها یا بالون
هایی با اشکال غیر منظم احاطه شده است که جهت حفظ فضایی متناسب ما بین یکایک جانوران
به کار می رود. وی این فواصل را تشریح و آنها را فاصله گریز، فاصله حساس یا بحرانی
و فاصله شخصی یا اجتماعی خوانده است (بحرینی و تاجبخش، 1377، 19-20). میزان وابستگی
افراد به محیط درجات مختلفی دارد: بی تفاوتی نسبت به یک مکان، آگاهی از قرارگیری در
یک مکان، دلبستگی به مکان، یکی شدن با اهداف مکان، حضور در مکان، فداکاری برای مکان
(فلاحت، 1385، 3-62).

طراحی باید به گونه ای باشد تا فضاهای عمومی، خصوصی و نیمه خصوصی از یکدیگر
متمایز باشند. زیرا اگر این فضاها تفکیک شوند هر فرد نسبت به فضای خود احساس تعلق خواهد
کرد و در نتیجه در صورت ورود فردی غریبه یا مهاجم وی مورد مراقبت و نظارت ساکنین قرار
خواهد گرفت. نتایج یک مطالعه ی انجام شده نشان می دهد که تعدادی از سارقان برای ارزیابی
میزان خطر سرقت از معیار قلمروگرایی استفاده می کنند. (Brown and Bentley، 1993،
51-61).

2- نظارت یا
مراقبت

اگر مجرم تصور کند که در صورت ارتکاب جرم در معرض نظارت و مشاهده قرار
خواهد گرفت، اگر چه به واقع نیز این گونه نباشد، احتمال ارتکاب جرم توسط وی کمتر خواهد
شد. در مطالعه ای که در رابطه با گرایش ها و افکار مجرمان انجام شده است، دو عامل در
متوقف کردن مجرمان بسیار موثر تلقی شده است: اول، نشانه ها و علائم تصرف و دیگری، نظارت.

سارقان بر اهمیت نظارت ساکنان محله صحه گذاشته اند و بعد از مالکان، همسایگان
را مهم ترین افراد برای نظارت بر محله معرفی کرده اند (Bennett، 1986،
41-55).

نظارت بر سه گونه است:

1-2-نظارت طبیعی و غیر رسمی:

وقتی محقق می شود که منزل به گونه ای طراحی شود که ساکنان داخلی بتوانند
به راحتی بر فضاهای خصوصی، نیمه خصوصی و عمومی کاملا نظارت داشته باشند. این نظارت
معمولا از طریق پنجره ها ممکن می شود. جاکوبز بیان می دارد که نظارت طبیعی بدین معنا
است که ساکنین منازل باید قادر باشند حیاط، گاراژ یا پارکینگ و خیابان را مشاهده نمایند.

2-2- نظارت رسمی
یا سازمان یافته:

توسط افرادی که به این کار گمارده می شوند مانند نگهبانان یا محافظان امنیتی
انجام می شود.

2-3- نظارت مکانیکی:

با بهبود روشنایی و نصب دوربین های مداربسته قابل اجراست.

3-کنترل دسترسی یا ورودی

یکی از مفاهیم اصلی نظریه CPTED است
که بر کاهش فرصت های مجرمانه متمرکز است. این کاهش از طریق جلوگیری از دسترسی به آماج
های بالقوه، بالا بردن خطر دستگیری و افزایش تلاش برای ارتکاب جرم محقق می شود. تحقیقات
نشان می دهند مناطقی که دارای ورودی ها و دسترسی های نامنظم و بی قاعده هستند، نسبت
به مناطق با ورودی و دسترسی محدود، جرائم بیشتری را تجربه می کنندBeavon،
Brantingham، 1994).
)

 

 

4- تصویر و نگهداری
از فضا

این نظریه بر این نکته اشاره دارد که امنیت و قابلیت زندگی در یک فضا بستگی
به درک و تصویری دارد که ساکنین و محله های مجاور از آن فضا دارند. هویت مکانی بخشی
از هویت فردی است. پروشانسکی برای نخستین بار در سال 1978 به طرح مسئله رابطه شهر و
شخصیت پرداخت. وی هویت مکانی را این گونه تعریف می کند: هویت مکانی، بخشی از زیر ساخت
های هویت فردی انسان و حاصل شناخت های عمومی او در باره جهان فیزیکی است که انسان در
آن زندگی می کند (رضا زاده، 1380، 6-7). نگهداری بهتر از محیط علاوه بر افزایش قلمروگرایی
در میان ساکنین، احساس تعلق به فضا را ارتقا داده و این حس را القا خواهد کرد که این
محله دارای فضای امنی است و کوچک ترین انحراف و خطایی در این محیط با واکنش رو به رو
خواهد شد. یک پنجره شکسته و تعمیر نشده خود نشانه ای از این است که هیچ کس نگران نیست
و بنا بر این شکستن پنجره های بیشتر هیچ هزینه ای نخواهد داشت (ویلسون و کلینگ،
1382، 181).

5-سخت کردن آماج جرم

این روش سنتی ترین روش پیشگیری از جرم و در عین حال یکی از اجزای نظریه CPTED است. این روش بر این فرض است که می توان
از طریق کاهش درجه آسیب پذیری آماج هایی که فرصت ارتکاب جرم را فراهم می آورند از وقوع
جرم جلوگیری کرد (نجفی ابرندآبادی و هاشم بیگی، 1377، 323)

این نظریه به این معناست که آماج ها و اشیایی که معمولا مورد تخریب یا
سرقت واقع می شوند به نحوی طراحی شوند که در برابر جرم مقاوم بوده و از تخریب یا سرقت
مصون بمانند (مرتضایی، 1381، 14)

6- فعالیت پشتیبانی

شامل استفاده از طراحی به منظور تشویق ساکنین در جهت استفاده و حضور بیشتر
در فضا است. این جز از نظریه CPTED با دیگر اجزا سبب می شوند تا چشمان ناظر در مکان افزایش یابند و این مانع
از ارتکاب جرم می شود.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/٥/٧

چکیده کتاب:مقدمه ای برمبانی برنامه ریزی کالبدی(ساماندهی) دانشگاه ها؛  باتاکید برایران

ساختار گسترده و وسیع آموزش عالی در ایران
و تقاضای روزافزون برای ورود به این عرصه و نقش بنیادین آن در توسعه اجتماعی و
اقتصادی کشور؛ لزوم تمرکز دیدگاه ها، برنامه ها و سیاست ها را به رویکرد
تمرکزگرایی در مدیریت عالی کشور ایجاب می کند تا از این طریق علاوه بر هماهنگی در
حرکت علمی کشور، نقش هر کدام از دانشگاه ها و مراکز علمی براساس نیازهای ملی و
منطقه ای ترسیم گردد.

در نتیجه در سال های گذشته جهت تحقق این
اهداف سیاست های کلان کشور در بخش آموزش عالی در قالب برنامه های بیست ساله، پنج
ساله و همین طور اسناد راهبردی تهیه شده که به اختصار اشاره می شود.

1-چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی در
افق 1404 هجری خورشیدی

در چشم انداز بیست ساله؛ “ ایران کشوری
است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن آوری در سطح منطقه، با هویت
اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین
الملل”

2-نقشه جامع علمی کشور

به منظور دستیابی به اهداف علم و فن آوری
سند چشم انداز بیست ساله نظام جمهوری اسلامی ایران و طراحی چگونگی رشد علمی کشور
از وضع موجود به نقطه مطلوب، نقشه جامع علمی کشور با راهبردهای معین تهیه گردید تا
با یک نگاه متوازن به رشته های علمی و دانشگاه ها، ایران اسلامی را در محدوده
زمانی تعیین شده در چشم انداز به رتبه اول علم و فن آوری در منطقه تبدیل و علم
گرایی و علم محوری را گفتمان مسلط در کلیه حوزه های جامعه قرار دهد.

.دانشگاه هایی که در سه سطح تعریف شده
اند.

الف- دانشگاه منطقه ای

ب- دانشگاه ملی

ج-دانشگاه فراملی

3-سند تحول راهبردی علم و فن آوری کشور

این سند تأکید دارد که دستیابی به جایگاه
مطلوب علمی نیازمند برنامه ریزی عملیاتی، زمان دار و یکپارچه در سطوح مختلف است و
این برنامه ریزی باید چنان باشد که از مجموعه منابع، امکانات و استعدادها در کشور
به گونه ای بهره برداری شود که با شروع از جایگاه فعلی و وضعیت موجود، طی حرکتی
منظم و پیوسته، رسیدن به جایگاه ترسیم شده در سند چشم انداز (وضعیت مطلوب) در زمان
مقرر تضمین گردد. تحقق این فرآیند نیازمند ترسیم صحیح یک نقشه راه است که در آن
نحوه طی مسیر، پیش بینی منابع و امکانات مورد نیاز، تقسیم کار در سطح ملی و نحوه
مشارکت و الزامات طی مسیر به طور شفاف و دقیق مشخص شده باشد.

4-سیاست های کلی برنامه پنجم توسعه
اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در حوزه علم و فن آوری

الف) تحول در نظام آموزش عالی و پژوهش در
موارد زیر :

ü      افزایش بودجه تحقیق و پژوهش به 3 درصد تولید ناخالص
داخلی تا پایان برنامه پنجم و افزایش ورود دانش آموختگان دوره کارشناسی به دوره
های تحصیلات تکمیلی به 20 درصد؛

ü      دستیابی به جایگاه دوم علمی و فن آوری در منطقه و
تثبیت آن در برنامه پنجم؛

ü      ارتباط موثر بین دانشگاه ها و مراکز پژوهشی با صنعت
و بخش های مربوط جامعه؛

ü      توانمندسازی بخش غیردولتی برای مشارکت در تولید علم
و فن آوری؛

ü      دستیابی به فن آوری های پیشرفته مورد نیاز.

ب) تحول و ارتقاء علوم انسانی با تقویت
جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگری در متون و
برنامه ها و روش های آموزشی، ارتقاء کمی و کیفی مراکز و فعالیت های پژوهشی و ترویج
نظریه پردازی، نقد و آزاداندیشی.

تالیف وتدوین:

                                             عسگردشتی

                                             رضا دشتی

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/٢/۱٠

1- کشورهای عربی حوزة خلیج فارس حدود 2 تریلیون دلار صندوق دخیرة ارزی (خارج از بودجه جاری خود) دارند که در سال چند صد میلیارد دلار از طریق سرمایه‌گذاری در غرب و آسیا، برای این کشورها و نسل‌های آتی آنها سود حاصل می‌کند؛

2- منطقه سی لی کان ولی(Silicon Valley) که مهم‌ترین منطقه فن‌آوری جهان در شمال کالیفرنیاست با جمعیتی معادل 6.828.617 نفر در ماه جاری، درآمد سرانة 63.288 دلار که جزء بالاترین در جهان است را رقم زد؛

3-چینی‌ها اخیراً موشک زمین به دریای 1100 کیلومتری (DF-21D) با هزینة 11 میلیون دلار با موفقیت آزمایش کردند.

معانی صریح و تلویحی این تحولات عظیم در سطح همسایه‌های ما و در مقیاس جهانی چیست؟ همة کشورها به فکر توسعه و افزایش توان‌مندی هستند حتی قطر با جمعیت
250 هزار نفری معادل یک محلة تهران. اعراب جنوب خلیج فارس به‌تدریج در حال خرید روزافزون سهام شرکت‌های نفتی بزرگ جهان هستند و اگر ما در آینده بخواهیم به‌منظور دستیابی به فن‌آوری نفت و گاز، با شرکت‌های بزرگ جهان همکاری کنیم چه‌ بسا با دستور کار سیاسی همسایگان سهامدار خود نیز روبرو شویم. آیا می‌توان عنصر فن‌آوری و تکنیک را از فرآیند تولید ثروت و قدرت نادیده گرفت؟ چینی‌ها به دو دلیل وارد عرصة جهانی شده‌اند: اول فروش
کالا و خدمات و دسترسی به پول و ثروت و دوم همکاری‌های مربوط به دستیابی فن‌آوری. از
قدیم روس‌ها و چینی‌ها علاقة وافری به منطقة سی‌لی‌کان‌ولی داشته‌اند به‌طوریکه آمریکا،
این منطقه را از مناطق کلیدی امنیت ملی خود تلقی می‌کند.

آیا می‌توان به جز افزایش توان‌مندی‌های اقتصادی، تولیدی، مالی و فن‌آوری
هدف دیگری برای یک کشور در این منظومة موجود جهانی تصور کرد؟ هر هدف سیاسی و هر افق
فرهنگی که یک کشور برای خود درنظر بگیرد، تابع تولید امکانات و ثروت است. وقتی روزنامه‌ها
و رسانه‌ها را مطالعه می‌کنیم، هر فردی، هر نهادی و هر جمعیتی، اشکالات کشور را از
زاویه دید و منافع خود می‌بیند:‌ یکی می‌گوید مهمترین مشکل، آلودگی هوای تهران است.
دیگری اظهار می‌دارد بالا بودن تعداد سارقان و معتادان مسئله اصلی ماست.باز دیگری تصور می‌کند که مسئله اصلی ما ایرانیان،
تحولات عراق است. آن طرف‌تر، مطرح می شود هدف اصلی زندگی ما ایرانیان تغییر جهت و ماهیت
نظام بین المللی است. همینطور مسایل دیگر: فساد، رانت‌خواری، فرسوده بودن ناوگان هوایی،
بوروکراسی ناکارآمد، جاده‌های ناامن، بنزین ناسالم، لبنیات آلوده، بحران کمبود آب،
تعداد پرونده‌های قضایی، نبود امکانات برای عامه مردم برای رسیدگی به بهداشت دندان،
رسانه‌های ضعیف و عمدتاً تبلیغاتی و غیره.

آیا با وجود صدها مؤسسه تحقیقاتی و هزاران محقق در کشور، تا بحال “درخت
مسائل و مشکلات کشور” را ترسیم کرده‌ایم؟ آیا نباید تقدم و تأخر مشکلات را طراحی کنیم؟
اگر افزایش توان‌مندی را به‌عنوان کلیدی‌ترین هدف کشور بپذیریم، مشکلات و موانع تحقق
چنین هدف کانونی کدام است؟ امروز چینی ها در بازارهای مالی آمریکا حضوری فعال دارند.
امروز تحولات سیاسی خاورمیانه به سمتی می‌رود که سرنوشت جریان‌ها و کشورهای شمال آفریقا
و خاورمیانه و حتی پاکستان و افغانستان با امکانات مالی کشورهای عربی خلیج فارس تعیین
خواهدشد. قدرت و تأثیرگذاری وزارت خزانه‌داری آمریکا امروز با وزارت دفاع آن کشور هم‌طرازی
می‌کند. در تحولات اخیر مربوط به اوکراین، ظرفیت‌های فکری و سیاسی خانم مرکل صدراعظم
آلمان نه تنها 6200 شرکت آلمانی بلکه مجموعه اتحادیه اروپا را در رابطه با تحریم‌های
روسیه، اقناع کرد. در جهان امروز، اقناع سیاسی و اقناع فرهنگی، به

پشتوانه قدرت اقتصادی نیاز دارد.

در کشور ما، تعداد همایش‌ها بسیار فراوان است. معمولاً، مسئولان در دو
ـ سه ساعت اول حضور دارند. همایش‌ها بعضاً دو روز و حتی سه روز برگزار می‌شوند. اگر
بخاطر بیاوریم در اواخر دهة 60 و اوایل 70، تنها یک فصلنامه تخصصی در متون سیاسی و
اقتصادی در کشور وجود داشت. اما امروز نزدیک به سیصد فصلنامه در این موضوعات در کشور
تولید و منتشر می‌شود. علی رغم رشد کمی در این‌گونه ادبیات و متون، آیا ما هرم علت
و معلولی مشکلات کشور را توانسته‌ایم طراحی کنیم؟

مشکل 1 و 2 و 3 کشور کدامند؟ طبعاً نمی‌توان گفت کشور 245 مشکل دارد زیرا
که مجموعه مشکلات در یک شبکة علت و معلولی معنا پیدا می‌کنند. نمی‌توان در هر سخنرانی،
مشکل یک کشور را تغییر داد و یا به تناسب مخاطبان، اولویت‌های جامعه را تنظیم نمود.
منطقی نخواهد بود که بعضی معلول‌ها را مشکلات اصلی بدانیم و یا 20 اولویت مساوی داشته
باشیم. کشورداری و حکمرانی مطلوب به یک نظام فهم دقیق مسایل، علت‌ها و معلول‌ها، هرم
مشکلات و طراحی درخت اولویت‌ها نیاز دارد. اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟
بخشی دیدن مسایل کشور، غرق شدن در حل و فصل مسایل یک سازمان و نادیده‌گرفتن کل سیستم
اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی ـ خارجی، ما را همچنان مشغول بحث‌های بدیهی، کلی
با حواشی فراوان کرده و خواهد کرد. اگر با نگاه سیستمی و منظومه‌وار به کل مسایل ایران
ننگریم، نمی‌توانیم مشکلات را و 1 و 2 و 3 کشور را تشخیص دهیم.

اگر مجموعة مشکلات کشور را یکجا ببینیم، بنظر می‌رسد کانون ماهوی این مسایل
در ناکارآمدی است. از خراب‌شدن آسفالت یک هفته پس از تکمیل گرفته تا تأخیر پروازها،
از نرخ دو رقمی تورم گرفته تا اول بودن ایران در فرار مغزها، از کشته شدن 22 هزار نفر
در جاده‌ها گرفته تا وضعیت دریاچه ارومیه و سایر تالاب ها و رودخانه ها از رتبه بسیار
پایین فضای کسب و کار در ایران گرفته تا بیکاری 65 درصد از زنان تحصیل‌کرده، از سقوط
مکرر هواپیماها گرفته تا تعداد محدود روز های هوای پاک در شهر ها. مجدداً تکرار می‌کنم:
اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟ آیا ما در مدیریت کشور به تئوری سیستم‌ها
قائل هستیم؟ هر چند تمامی خلقت تابع تئوری سیستم‌هاست.

بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق
می‌توانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علت‌العلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر
و عامل قابل جستجوست؟ علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخ‌های متعددی
به این سئوال داده شود. طی 26 سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی
علمی و استدلالی داشته‌ام: علت‌العلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بین‌المللی
است.

اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی می‌داشتیم و
به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمی‌دادیم.

اگر ارتباطات جدی بین‌المللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جاده‌ها،
ترافیک شهری، نظام اداری و ... را مجبور می‌شدیم حل و فصل کنیم.

اگر ارتباطات وسیع بین‌المللی داشتیم، نمی‌توانستیم نرخ دو رقمی تورم را
برای دهه‌ها حفظ کنیم.

اگر بین‌المللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته
تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا می‌کردند، تدریس می‌کردند، آموزش می‌دادند و می‌آموختند
و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک می‌زدند.

اگر بین‌المللی بودیم، قبول نمی‌کردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از
اتومبیل پراید استفاده کنند.

اگر بین‌المللی عمل می‌کردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافی‌های خارجی،
معادل های بسیار ضعیف را نمی‌دیدیم.

منظور از بین‌المللی‌شدن چیست؟ سه اصل است:‌ رقابت، کیفیت و استاندارد.
تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بین‌المللی‌شدن،
کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارق‌العاده‌ای کرده‌اند و بدون منابع طبیعی نزدیک به
یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کرده‌اند
و هم می‌توانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کرده‌اند، همسایة شمالی خود را تهدید
اقتصادی کنند. کرة شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا می‌شود و نظمی
که ایجاد کرده‌اند را متزلزل می‌کند.

آیا من و شما می‌توانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً
خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته می‌شد ونزوئلا یا
لیبی، همه می‌دانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند. اول شرط توسعه‌یافتگی این
است که همه بپذیرند، سیستم‌سازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت می‌کنند.
مبانی پیشرفت و فرآیندهای تحول کیفی در حد عمومی و سهل‌الوصول شده‌اند و مصادیق آن
در آسیا و آمریکای لاتین پیدا می‌شود که می‌شود آنها را در گوگل جستجو کرد و نیازی
به این همه جلسه، همایش، سخنرانی، میزگرد، صدها سایت و جدول‌های نافرجام نیست. بنظر
می‌رسد از اوایل سلطنت ناصرالدین شاه تاکنون در کشور ما بحث می‌شود که پیشرفت خوب است
یا بد.

اعتقاد به کشور و آینده کشور و آینده مردم ایران باعث خواهد شد تا از مباحث
نظری عبور کرده و به راهبردها و سیاست‌های جهان‌شمول و محک‌خورده جهانی روی‌ آوریم
و مانع از بروز بحران‌های جدید شویم. اگر این‌گونه تصمیم‌گیری‌ها و چرخش‌ها صورت نپذیرد،
متأسفانه با قواعد علمی می‌توان نتیجه گرفت ایران با یک فرآیند افول پایدار روبرو خواهدشد.
مسئله ما ناکارآمدی است و راه‌حل آن بین‌المللی‌شدن است. سیستم، ترتب، تخصص، کیفیت،
رقابت و استاندارد منحصراً در سایه روابط گسترده بین‌المللی قابل تحقق است. ملتی که
ثروت دارد، می‌تواند فرهنگ و ارزش‌های خود را نیز حفظ کند. ملتی که ثروت دارد می‌تواند
استقلال و حاکمیت سیاسی خود را حفظ کند و حکومتی که تولید ثروت را برای عامه مردم خود
تسهیل می‌کند به مهم‌ترین منبع مشروعیت‌یابی سیاسی نیز دسترسی پیدا می‌کند.

در برابر هر آنچه گفته شد اما یک نقطه باقی ماند. در کشور ما بیش از صدها
سایت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌رسانی، تحلیل و تبلیغ مشغولند. در این
آشفته بازار خبر و تحلیل و تبلیغ، فهم دقیق، علمی، سیستماتیک و منصفانه مسایل ایران
کار سهلی نیست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، کینه‌توزی، تحریف، بزرگ‌نمایی،
سیاه‌نمایی در خبر و تحلیل و تبلیغ و ترویج همه در هم مطرح می‌شوند. تمیز صواب از ناصواب
بسیار مشکل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست.
بدون تردید هستند روزنامه‌ها و سایت‌هایی که دغدغة کشور و مردم ایران را دارند و به
جامعه معیار و آگاهی می‌دهند. در عین حال، خلأ تحلیل علمی، بی‌طرف، سیستم‌وار و آینده‌نگرانه
مشاهده می‌شود.

در متدلوژی علوم انسانی، کارآمدترین و دقیق‌ترین روش فهم یک پدیده، مقایسة
آن با پدیده‌های مشابه است. شاید برای دستیابی به یک تحلیل علمی،

سیستماتیک، واقع‌بینانه و منصفانه از مسایل کشور، مقایسه آن با شاخص‌های
کشورهایی مانند ترکیه، امارات، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی و اندونزی مناسب‌ترین روش
باشد.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/۱/٢٤

ادبیات نظری تعاریف سرمایه اجتماعی از دیدگاههای مختلف و همچنین عناصر تولید سرمایه اجتماعی در فرهنگ اسلامی در مرکز پژوهشهای مجلس بررسی شد.

به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات اقتصادی این مرکز با بیان این مطلب که سرمایه اجتماعی عبارت است از تأثیر اقتصادی حاصل از تسهیلاتی که شبکه‌های اعتماد و مؤلفه‌های فرهنگی در یک سیستم اجتماعی به وجود می‌آورند، اضافه کرد: شبکه‌های اعتماد علاوه بر کاهش هزینه‌های مدیریتی، موجب می‌شوند که زمان و سرمایه بیشتری اختصاص به فعالیت‌های اصلی پیدا کند و علاوه بر آن موجب انتقال دانش اعضای گروه‌ها به یکدیگر می‌شود و جریان مناسبی را از یادگیری و دانش در بین آنها فراهم می‌سازد و این امر نیز می‌تواند در کاهش هزینه‌های  مدیریتی و توسعه اجتماعی و سازمانی بسیار مؤثر باشد. سرمایه اجتماعی از طریق اثرگذاری بر نقش و کارآمدی دولت در مواردی همچون: کارآمدی نهادهای دولت، سهولت در مالیات ستانی و کاهش کسری بودجه، کاهش آسیب‌های دوران رکود، اجرای برنامه‌های میان مدت و بلندمدت، کاهش فساد مالی و اختلاس بر رشد تولید کمک کند. سرمایه اجتماعی، پدیده‌ای مدیریت‌پذیر است به این معنا که می‌توان آن را بر اساس سیاستگذاری‌ها در حوزه‌های مشخصی در سازمان بازسازی یا به فرآیند شکل‌گیری آن کمک کرد. این امر در صورتی ممکن است که مدیران عالی و سیاستگذاران سازمان اطلاعات درستی از وضعیت موجود سرمایه اجتماعی در سازمان داشته باشند. بنابراین لازم است که در وهله اول همان‌طور که در ماده (98) برنامه چهارم توسعه تأکید شده بود سازوکارهای سنجش و ارزیابی سرمایه اجتماعی کشور و ارائه گزارش سالیانه سرمایه اجتماعی کشور و احصای علل و عوامل تأثیرگذار بر آن تصویب سازو کارهای اجرایی لازم جهت افزایش سرمایه اجتماعی اعم از اعتماد عمومی، وفاق اجتماعی، قانونگرایی، وجدان فردی و اجتماعی و تدوین طرح جامع مشارکت و نظارت مردم، سازمان‌ها، نهادهای غیردولتی و شوراهای اسلامی در توسعه پایدار کشور و فراهم کردن امکان گسترش کمی و کیفی نهادهای مدنی، با اعمال سیاست‌های تشویقی جایگاه سرمایه اجتماعی در قوانین جمهوری اسلامی ایران مورد تأکید نمایندگان مجلس و سازمان‌های اجرایی قرار گیرد. همان‌گونه که دانشمندان علوم اجتماعی با شناخت ویژگی‌های سرمایه اجتماعی، حضور و خدمات اجتماعی خود را به گونه‌ای شکل می‌دهند که به تقویت سرمایه‌ اجتماعی بیانجامد، دین‌شناسان نیز با شناخت ویژگی‌ها و ابعاد سرمایه اجتماعی می‌توانند از آموزه‌های دینی برای بازتعریف و بهره‌برداری از سرمایه اجتماعی متناسب با یک جامعه دینی بهره بگیرند. با توجه به ظرفیت ایدئولوژیک بزرگی که در پرتو احیاگری دینی و به ویژه انقلاب اسلامی فراهم آمده است، اکنون صاحبنظران دین‌مدار جهان می‌توانند مسائلی نوپدید مانند سرمایه اجتماعی را از موضع دین بنگرند و توانمندی خود را برای ارائه نگاه‌هایی نو که نسبت به نگاه‌های رایج استوارتر و همه‌جانبه‌تر است به اثبات رسانند. به ویژه در مواردی که هنوز صاحبنظران در سطح جهان به وفاق نرسیده‌اند،اندیشمندان مسلمان می‌توانند در شکل دادن به مفاهیم جدید نقش آفرین باشند. در کشور ما که برخوردار از قانون اساسی و حاکمیت مردمی دین مدار است،‌ این گونه مطالعات و پژوهش‌ها  اهمیت وضرورت بیشتر دارد و امید است حرکت علمی امیدبخشی که در این زمینه در دانشگاه‌هاو حوزه‌ها آغاز شده است در ابعادی گسترده‌تر ادامه یابد

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/۱/٢٤

1.هدف از نقد و انتقاد، بهتر فهمیدن و دقیق فهمیدن یک موضوع است.

2.هدف از نقد و انتقاد، نزدیک کردن یک فکر ونظریه بهfact  است.

3.اظهار نظر با نقد متفاوت است: اولی مخاطب خاصی ندارد اما دومی برای اصلاح فکر و سخن و عمل دیگری است.

4.منتقد تا می تواند باید در متن انتقادی خود،سؤال ها و زوایای جدید طرح کند.

5.داشتن یک دیدگاه متفاوت، نقد نیست. مستندات و fact ها، مبنای نقد و انتقاد هستند.

6.نقد شفاهی از نظر مکتوب، بی اعتبار است.

7.منتقد باید دقیق با نقطه و ویرگول از متناصلی، نقل قول کند و بعد آن را بر اساس مستندات نقادی کند.

8.نقد به صورت مناظره توسط کسانی معتبر است که هر دو طرف در رابطه با موضوع مناظره، متون تولید و چاپ کرده باشند.

9.در مسائل فکری و علمی، مبنای نقد بر واقعیات،آمار و fact ها است. جایگاه  تخیلات و توهمات در مدارهای علمی نیست.

10.در جامعه‌ای نقد اعتبار پیدا می‌کند که افرادمتخصص در حوزه تخصصی خود نقادی کنند.

11.اگر منتقد نکته‌ای ر ا از متن مکتوب متوجه نمی شود، ابتدا سؤال می‌کند و بعد نقد می‌کند.

12.پیش ذهنیت از نویسنده یک متن، نقد و انتقاد را مخدوش و بی‌اعتبارمی‌کند.

13.به میزانی که انتقادات کلی باشند از اعتبار آن‌ها کاسته می‌شود. مبنای کار علمی و انتقادی در پرداختن به جزئیات است.

14.بالاترین سطح اعتبار یک فرد علمی و فکری، نوشته‌هایاوست. سخنرانی و ارائه شفاهی مطالب پایین‌ترین سطح است.

15.منتقد بر نویسنده متن، القاب نمی گذارد.

16.کسی که در یک موضوع تخصص نداشته و متون تولید و چاپ نکرده، به لحاظ علمی نمی‌تواند انتقاد کند.

17.منتقد، متن و سخن و فکر فرد را نقد می‌کند ونه شخص او را.

18.کسی که نقد علمی می شود، وظیفه مدنی داردکه به انتقادات پاسخ دهد.

19.نقدی که به آمار و مستندات تجربی وتاریخی اتکاء داشته باشد، معتبرتر است.

20.منتقد در بیان و لحن، شخصی احساسی و عصبانی نیست. ادب و صدا قت او مقدم بر انتقاداتش  است.

21.منتقد و انتقاد شونده هر دو باید در یک موضوع تخصص داشته باشند و متون تولید و چاپ کرده باشند.

22.نقاد از این عبارات، فراوان استفاده می‌کند: حدس می‌زنم. تصور می‌کنم. به نظرم می آید. شواهد اینگونه نشان می‌دهد. آمار چنین تصدیق می‌کند.

23.نقد فکری و علمی باید مکتوب و علنی باشد اما نقد از رفتار حتماً باید به صورت خصوصی به افراد منتقل شود.

24.محل تحصیل، اساتید و متون علمی منتقد بر کیفیت نقد او بسیار تأثیرگذار است.

25.اندیشه ها سطح اعتبار دارند و به تدریج اصلاح می شوند. می توان با استدلال، مستندات و آمار، اندیشه ها را تکامل بخشید.

26.منتقد باید مراقب باشد تا آنچه که خودش دوست دارد بگوید را به حساب متن دیگری نگذارد و متن او را تحریف نکند.

27.استفاده از کمیت ها، دقّت و اعتبار نقد را افزایش می دهد.

28.علمی ترین متن و علمی ترین نقد آن است که نویسنده، تعاریف خود را از مفاهیم از یک طرف و مفروضات و استوانه های فکری را از طرف دیگر به طور دقیق مکتوب کند.

29.در نقادی و مناظره، مبنای استدلال پژوهش های علمی است.

30.استاندارد گذاری برای نقد و مناظره، مسئولیت دانشگاه ها، متخصصین و انجمن های علمی است

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/۱/٢٤

۱ ـ به شهروندان عادی بیشتر احترام بگذارد تا کسانی که پست و مقام دارند؛

 ۲ ـ بتواند سی صفحه در مورد خود، روحیات و افکار خود بدون حتی یک جمله تکراری بنویسد؛

 ۳ ـ برای خود به وسعت جهان، احترام قائل باشد؛

 ۴ ـ در روز حداقل پانزده دقیقه برای شناخت خود وقت بگذارد؛

 ۵ ـ از کسی سؤال خصوصی نپرسد؛

 ۶ ـ برای هر سؤالی، چندین پاسخ متفاوت قائل باشد؛

 ۷ ـ اختلاف خود با دیگران را با گفت‌و‌گو حل کند؛

 ۸ ـ مبنای قضاوت در مورد انسان‌ها: ۹۵ درصد باطن و عمل آن‌ها، ۵ درصد.، ظاهرشان؛

 ۹ ـ انتظارات خود را از دیگران به حداقل برساند. با توانایی‌های خود زندگی کند؛

 ۱۰ ـ راستگویی و درستکاری را نه صرفاً یک فضیلت فردی بلکه استوانه آفرینش بداند؛

۱۱- برای کل جامعه و آینده آن تلاش کند و نه صرفا در گروه و اطرافیان خود؛

 ۱۲ ـ در روز پانزده دقیقه با گُل و گیاه وقت بگذراند و رنگ‌ها را تقدیر کندتا بلکه قدری از قدرت، سیاست، پول و خودنمایی فاصله گیرد؛

 ۱۳ ـ در صف خود‌پرداز بانک، یک متر از کسی که مشغول کار بانکی است فاصله بگیرد؛

 ۱۴ ـ با عذرخواهی، فضای تنش‌ها را تخفیف دهد؛

 ۱۵ ـ از نیاز به نمایش، عبور کرده باشد؛

 ۱۶ ـ اگر می‌خواهد ثروتمند شود، نهاد‌های دولتی و حکومتی را ترک کند؛

 ۱۷ ـ بر کسانی که با او تفاوت فکری و سلیقه‌ای دارند، القاب نگذارد؛

 ۱۸ ـ در زندگی اجتماعی و سیاسی: ۹۵ درصد فکر و مطالعه و استدلال، ۵ درصد حس، شایعات و فضا‌ها؛

 ۱۹ ـ تا بتواند در رانندگی بوق نزند؛

 ۲۰ ـ به گونه‌ای رفتار کند که صاحبان قدرت سراغ او بیایند و نه بالعکس؛

 ۲۱ ـ بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی کند؛

 ۲۲ ـ هنگام به کار انداختن برف‌پاک‌کن‌ها برای شستشوی شیشه‌ها، اتوموبیل‌های اطراف را کثیف نکند؛

 ۲۳ ـ برای هر انسانی، مستقل از اینکه چه فکری دارد و به کدام گروه تعلق دارد،ارزش انسانی قائل باشد؛

 ۲۴ ـ از دوستی‌ها و به خصوص حلقه اول دوستان خود، مانند گُل مراقبت کند؛

 ۲۵ ـ حداقل در دو کار گروهی به طور دائمی، برای فرو نشاندن منیت‌های خود، مشارکت کند؛

 ۲۶ ـ اعتبار فکری افراد را در متون قابل اتکایی که تولید کرده‌اند، بداند؛

 ۲۷ ـ وارد شبکه ذهنی منتقدین خود شود تا جهان آن‌ها را بهتر درک کند؛

 ۲۸ ـ در رفتار اجتماعی و اخلاق فردی، قابل پیش‌بینی باشد؛

 ۲۹ ـ به هیچ فرد، گروه و ملتی دشنام ندهد. با مخالفین خود، حقوقی رفتار کند؛

 ۳۰ ـ  شأن و منزلت خود را به مراتب بالا‌تر از کسانی بداند که پست و مقام و منصب دارند

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٤/۱/٢٤

1-انسان های معمولی فکر می‏کنند که پول منشا شر است در حالی که ثروتمندان فقر را منشا شر می‏دانند. دقیقا به همین خاطراست که در اقشار کم درآمد ثروتمند شدن با نوعی احساس شرم همراه است. اما طبقه ثروتمند می‏دانند که هرچند پول شادی کسی را تضمین نمی‏کند اما زندگی را راحت تر می‏کند.

2- انسان های معمولی فکر می‏کنند که خودخواهی یک ایراد است در حالی که ثروتمندان خودخواهی را ارج می‏نهند.ثروتمندان تلاش می‏کنند تا شاد زندگی کنند و تظاهر به نجات دادن دنیا نمی‏کنند. اما اقشار کم درآمد این نوع رفتار را پسندیده نمی‏دانند. آن ها این حقیقت را نادیده می‏گیرند که اگر شما به خودتان توجه نکنید، در موقعیتی قرار نخواهید گرفت که بتوانید به دیگران نیز کمک کنید.

3- افراد معمولی در بیشتر مواقع منتظر رخ دادن معجزه هستند در حالی که ثروتمندان می‏دانند بدون سعی و تلاش نتیجه ای حاصل نمی‏شود. ذهن اقشار کم درآمد به اصطلاح "لاتاری گونه" است به این معنی که همواره امیدوارند تا شماره ای که توسط آن ها خریداری شده برنده میلیون ها دلار شود و یا منتظرند که قوانین دولتی باعث افزایش حقوق بازنشستگی آن ها شود. اما به ندرت می‏توان ثروتمندی را در صف خرید بلیت بخت آزمایی دید. آن ها ترجیح می ‏دهندوقت خود را به حل مسایل کاری اختصاص دهند.

4- افراد معمولی فکرمی ‏کنند که راه ثروتمند شدن طی کردن مراحل تحصیلی است در حالی که ثروتمندان معتقدندآنچه انسان را ثروتمند می‏ کندبرخورداری از دانشی منحصر به فرد است. به همین خاطر است که بسیاری از افراد متعلق به اقشار کم درآمد مدارک تحصیلی را یکی پس از دیگری کسب می‏کنند در حالی که یک فرد ثروتمند با کسب تخصص در یک موضوع خاص ثروت قابل توجهی بدست می‏آورد.

5- افراد معمولی همواره در یاد روزهای خوب گذشته به سر می‏ برند در حالی که ثروتمندان مشغول رویا پردازی درمورد آینده هستند. میلیونرهای خود ساخته به این خاطر ثروتمند شده اند که دست از رویاپردازی و دنبال کردن اهدافشان بر نداشته اند. افرادی که فکر می‏ کنند بهترین روزهای زندگی را پشت سر گذاشته اند، بعید است که بتوانند آینده درخشانی را برای خود بسازند.

6- افراد معمولی از راهی پول درآورند که چندان علاقه ای به آن ندارند در حالیکه ثروتمندان از کارهایی که برایشان لذت بخش است به کسب درآمد می‏پردازند. گاهی به نظر می‏ آید که افراد ثروتمند همواره مشغول کارکردن هستند اما موضوع این است که آن ها همان کاری را انجام می‏ دهندکه از آن لذت می ‏برند در حالی که افراد معمولی در مدارس اینگونه آموخته اند که بایدتلاش کنند تا شغلی که حتی دوست ندارند را بیابند و از طریق آن درآمد کسب کنند.

7- روانشناسان معمولا به افراد توصیه می ‏کنند که اهدافی معمولی را برای خود برگزینند تا بتوانند آن ها را تحقق ببخشند و احساس ناامیدی نکنند. اما حقیقت این است که کمتر کسی بدون برخورداری از "آرزوهای بزرگ" می‏تواند ثروتمند شود.

8-  افراد معمولی فکر می‏کنند شما باید کار خاصی انجام دهید تا ثروتمند شوید در حالی که به نظر ثروتمندان شما باید آدم خاصی باشید تا ثروتمند شوید.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٢/٦/۱٤

طرح کالبدی ملی

  با هدف مکانیابی برای گسترش آینده شهرهای موجود و ایجاد شهرها و شهرک‌های جدید،‌پیشنهاد شبکه شهری آینده کشور یعنی اندازه شهرها، چگونگی استقرار آنها در پهنه کشور و سلسله مراتب میان شهرها به منظور تسهیل و مدیریت سرزمین و امر خدمت رسانی به مردم و پیشنهاد چارچوب مقررات ساخت و ساز در کاربری‌های مجاز زمین‌های سراسر کشور

طرح کالبدی منطقه‌ای

  با هدف مکانیابی برای گسترش آینده شهرهای موجود و ایجاد شهرها و شهرک‌های جدید،‌پیشنهاد شبکه شهری آینده کشور یعنی اندازه شهرها، چگونگی استقرار آنها در پهنه کشور و سلسله مراتب میان شهرها به منظور تسهیل و مدیریت سرزمین و امر خدمت رسانی به مردم و پیشنهاد چارچوب مقررات ساخت و ساز در کاربری‌های مجاز زمین‌های سراسر کشور

طرح جامع سرزمین

  طرح جامع سرزمین، طرحی است که شامل استفاده از سرزمین در قالب هدفها و خط مشیهای ملی و اقتصادی از طریق بررسی امکانات و منابع و مراکز جمعیت شهری و روستایی کشور و حدود و توسعه و گسترش شهرها و شهرکهای فعلی و آینده و قطبهای صنعتی و کشاورزی و مراکز جهانگردی و خدماتی بوده و در اجرای برنامه های عمرانی بخشهای عمومی و خصوصی ایجاد نظم و هماهنگی نماید

1-  طرح های ناحیه ای

طرح مجموعه شهری

این طرح بر اساس مصوبه شماره 9860/ت 15311/ه مورخ 13/8/1374 هیات وزیران برای شهرهای بزرگ و شهرهای اطراف آنها تهیه می ‌شود.

طرح توسعه و عمران (جامع) ناحیه‌ای

این طرح در اجرای وظایف محول شده در قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به وزارت مسکن و شهرسازی و تعیین وظایف آن  مصوی 1353 و تصویبنامه شماره 70971/ت407 ه مورخ 5/11/1373 هیات وزیران، به منظور تدوین سیاست‌ها و ارائه راهبردها در زمینه هدایت و کنترل توسعه و استقرار مطلوب مراکز فعالیت، مناطق حفاظتی و همچنین توزیع متناسب خدمات برای ساکنان شهرها و روستاها در یک یا چند شهرستان که از نظر ویژگی‌های طبیعی و جغرافیایی همگن بوده و از نظر اقتصادی، اجتماعی و کالبدی دارای ارتباطات فعال متقابل باشند، تهیه می‌شود.

2-  طرح های شهری

طرح جامع شهر

طرح جامع شهر عبارت از طرح بلند مدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه‌بندی مربوط به حوزه‌های مسکونی، صنعتی، بازرگانی، اداری و کشاورزی و تأسیسات و تجهیزات و تسهیلات شهری و نیازمندیهای عمومی شهری، خطوط کلی ارتباطی و محل مراکز انتهایی خط (ترمینال) و فرودگاهها و بنادر و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات و تجهیزات و تسهیلات عمومی مناطق نوسازی، بهسازی و اولویتهای مربوط به آنها تعیین می‌شود و ضوابط و مقررات مربوط به کلیه موارد فوق و همچنین ضوابط مربوط به حفظ بنا و نماهای تاریخی و مناظر طبیعی، تهیه و تنظیم می‌گردد. طرح جامع شهر بر حسب ضرورت قابل تجدیدنظر خواهد بود

طرح تفصیلی

 طرح تفصیلی عبارت از طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع شهر نحوه استفاده از زمین‌های شهری در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت و تراکم ساختمانی در واحدهای شهری و اولویتهای مربوط به مناطق بهسازی و نوسازی و توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می‌شود و نقشه‌ها و مشخصات مربوط به مالکیت بر اساس مدارک ثبتی تهیه و تنظیم می‌گردد.

طرحهای بهسازی، نوسازی، بازسازی و مرمت بافت‌ها

طرحهای بهسازی، نوسازی، بازسازی و مرمت بافت‌ها طرح‌هایی هستند که برای بهسازی، نوسازی و بازسازی محلات شهر اعم از قدیم، جدید و یا مساله‌دار به عنوان طرح تفصیلی بخشی از بافت موجود شهر تهیه می‌شوند. 

طرح آماده‌سازی توسعه‌های جدید در شهرها 

این طرح‌ها شامل مجموعه عملیات لازم برای مهیا نمودن زمین جهت احداث ممکن و تأسیسات لازم مربوط مطابق قانون زمین شهری و آیین نامه‌های اجرایی آن است و به عنوان طرح تفصیلی توسعه‌های جدید شهری تهیه می‌گردد.

طراحی شهری

  طراحی شهری دانشی است که ارتقای کیفیت محیط را بر اساس ادراک و رفتار مردم کارشناسان و مدیران ملحوظ دارد.

ماخذ: بیانیه پایانی همایش سیما و منظر شهری تجارب جهانی و چشم انداز آینده 28/11/82

طرح تفصیلی موضوعی

  طرح موضوعی نیز طرحی است که برای احیاء برخی از مکانهای متروک و با عملکردهای قبلی خاص و ناحیه هایی وسیع (مثل معادن) یا حفاظت چند ناحیه با ارزش معماری در محورها حومه ها و سواحل و یا برای فعالیتهای تفریحی و گردش و نیز فضای سبز یا کمربند سبز تهیه می شود و همانطوریکه از معنای لغوی آن برمی آید معطوف به موضوعات خاص برنامه ریزی و در واقع برای تکمیل طرحهای تفصیلی پایه و موضعی می باشد و مشخصات عمومی چنین طرحی عبارت است از زمان محدود تغییر در موضوع خاص محدوده هایی خاص در بخشی از شهر یا در سطح تمام شهر و همراه با ویژگیهای قابل تغییر یا اصلاح بودن از نظر مشخصات اجرایی نیز این طرح می تواند توسط بخش عمومی یا خصوصی یا ترکیبی از هر دوی آنها صورت گرفته و با همکاری نهادهای مرتبط با موضوع اجرا شود. وظایف خاص طرح ساماندهی جنبه های خاص تقویت سایر طرحهای شهری و تعیین وظایف نهادهای ذیربط بوده و اسناد آن نیز شامل نقشه پیشنهادات گزارش مکتوب برای ضرورتها و سیاستهای اجرایی و سایر مطالب توضیحی و تشریحی می باشد.

ماخذ: موافقتنامه مشارکت در تهیه طرحهای تفصیلی شهر و نظارت بر اجرای آن

طرح تفصیلی موضعی

  طرح موضعی طرحی است که هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی با محدودیت همراه بوده و شامل طراحی توسعه جدید شهر با تجدید نظر در طرحهای توسعه قبلی و یا بهسازی مناطقی از شهر و یا ترکیبی از اینها خواهد بود. از نظر مشخصات عمومی این طرح برا یحداکثر مدت ده سال و همراه با قابلیت تغییرات عمیق در محدوده نسبتا کوچکتر تهیه شده و قابل تغییر و اصلاح می باشد.

اجرای آنها توسط بخش عمومی یا خصوصی یا ترکیبی از هر دوی آنها صورت گرفته و با همکاری نهادهای مختلف به ویژه بخشهای مرکزی یا نواحی بزرگ جدید انجام خواهد شد. وظایف خاص چنین طرح ساماندهی مراکز شهری ساماندهی نواحی مسکونی قدیم و یا جدید و ساماندهی نواحی صنعتی تجاری تفریحی گردشگری و غیره بوده اسناد آن نیز شامل نقشه پیشنهادات سند پیشنهادات و سیاستهای اجرایی و سایر مطالب توضیحی و تشریحی همراه با برآوردهای مالی می باشد.

ماخذ: موافقتنامه مشارکت در تهیه طرحهای تفصیلی شهر و نظارت بر اجرای آن

طرح هادی شهری

طرح هادی شهری عبارت از طرحی است که در آن جهت گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین‌های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و ارایه راه‌حل‌های کوتاه مدت و مناسب برای شهرهایی که دارای طرح جامع نمی‌باشند، تهیه می شود.

طرح شهرهای جدید

 عبارت است از طرح‌هایی که برای ایجاد شهرهای جدید طبق تعریف ماده (1)  تصویب نامه شماره  2340/ت276هـ  مورخ  25/6/1371  در قالب طرح های کالبدی ملی و منطقه ای و جامع ناحیه‌ای ضرورت و مکان ایجاد آنها با سقف جمعیتی و نوع فعالیت معین به تصویب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران خواهد رسید و متعاقب آن و مانند سایر شهرها بایستی برای آنها طرح جامع و تفصیلی تهیه شود.

طرح شهرک‌های مسکونی

طرح شهرک‌های مسکونی طرحی که برای ایجاد یک مرکز جمعیتی جدید در خارج از محدوده قانونی و حریم شهرها مصوب 1355 تهیه می شود

طرح سایر شهرک‌ها 

طرح سایر شهرک‌ها طرحهایی که برای ایجاد شهرک غیرمسکونی با عملکرد خاص نظیر صنعتی، توریستی، تفریحی و … طبق مقررات و قوانین  مربوط به آنها تهیه می‌شوند

3-  طرح ساماندهی فضا و سکونتگاه‌های روستایی

طرح های توسعه وعمران روستائی

طرح ساماندهی فضا و سکونتگاه‌های روستایی

طرح هادی روستا

عبارت از طرحی است که ضمن ساماندهی و اصلاح بافت موجود میزان و مکان گسترش آتی و نحوه استفاده از زمین برای عملکردهای مختلف از قبیل مسکونی، تولیدی، تجاری و کشاورزی و تأسیسات و تجهیزات و نیازمندی‌های عمومی روستایی را حسب مورد در قالب مصوبات طرحهای ساماندهی فضا و سکونتگاههای روستایی یا طرحهای جامع ناحیه ای تعیین می نماید.

 طرح توسعه مناطق محروم کشور

طرح توسعه عشایری

4-    سایر طرح ها

طرح‌های ویژه

عبارت از طرح‌هایی است برای بخش‌هایی از کشور که به علت وجود عوامل طبیعی یا ساخته شده و یا برنامه‌های جدید توسعه و عمران و تأثیراتی که در منطقه حوزه نفوذ خود خواهند گذاشت واجد ویژگی خاصی بوده و نیاز به تهیه طرح برای توسعه هماهنگ در محدوده حوزه نفوذ عوامل مذکور دارند، تهیه می شود. 

عنوان و محدوده این طرحها همزمان با تصویب ضرورت تهیه طرح، حسب مورد به تصویب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران می‌رسد.

طرح سیاحتی و جهانگردی

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٢/٦/۱٤

فصل هفتم: شوراها

اصل یکصدم:

 برای‏ پیشبرد سریع برنامه‏ های‏ اجتماعی‏، اقتصادی‏، عمرانی‏،بهداشتی‏، فرهنگی‏، آموزشی‏ و سایر امور رفاهی‏ از طریق‏ همکاری‏ مردم‏ با توجه‏به‏ مقتضیات‏ محلی‏، اداره‏ امور هر روستا، بخش‏، شهر، شهرستان‏ یا استان‏ بانظارت‏ شورایی‏ به‏ نام‏ شورای‏ ده‏، بخش‏، شهر، شهرستان‏ یا استان‏ صورت‏ می‏گیرد که‏ اعضاءی‏ آن‏ را مردم‏ همان‏ محل‏ انتخاب‏ می‏ کنند. شرایط انتخاب‏کنندگان‏ و انتخاب‏ شوندگان‏ و حدود وظایف‏ و اختیارات‏ و نحوه‏ انتخاب‏ و نظارت‏شوراهای‏ مذکور و سلسله‏ مراتب‏ آنها را که‏ باید با رعایت‏ اصول‏ وحدت‏ ملی‏ وتمامیت‏ ارضی‏ و نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ و تابعیت‏ حکومت‏ مرکزی‏ باشد قانون‏ معین‏می‏ کند.اصل‏ یکصد و یکم: به‏ منظور جلوگیری‏ از تبعیض‏ و جلب‏ همکاری‏ در تهیه‏ برنامه‏های‏ عمرانی‏ و رفاهی‏ استانها و نظارت‏ بر اجرای‏ هماهنگ‏ آنها، شورای‏ عالی‏استانها مرکب‏ از نمایندگان‏ شوراهای‏ استانها تشکیل‏ می‏ شود. نحوه‏ تشکیل‏ ووظایف‏ این‏ شورا را قانون‏ معین‏ می‏ کند

.اصل‏ یکصد و دوم:

 شورای‏ عالی‏ استانها حق‏ دارد در حدود وظایف‏ خود طرحهایی‏تهیه‏ و مستقیماً یا از طریق‏ دولت‏به‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ پیشنهاد کند. این‏طرحها باید در مجلس‏ مورد بررسی‏ قرار گیرد.

اصل‏ یکصد و سوم:

 استانداران‏، فرمانداران‏، بخشداران‏ و سایر مقامات‏ کشوری‏ که‏از طرف‏ دولت‏ تعیین‏ می‏ شوند در حدود اختیارات‏ شوراها ملزم‏ به‏ رعایت‏تصمیمات‏ آنها هستند.

اصل‏ یکصد و چهارم:

به‏ منظور تأمین‏ قسط اسلامی‏ و همکاری‏ در تهیه‏ برنامه‏ ها وایجاد هماهنگی‏ در پیشرفت‏ امور در واحدهای‏ تولیدی‏، صنعتی‏ و کشاورزی‏،شوراهایی‏ مرکب‏ از نمایندگان‏ کارگران‏ و دهقانان‏ و دیگر کارکنان‏ و مدیران‏، ودر واحدهای‏ آموزشی‏، اداری‏، خدماتی‏ و مانند اینها شوراهایی‏ مرکب‏ ازنمایندگان‏ اعضاء این‏ واحدها تشکیل‏ می‏ شود. چگونگی‏ تشکیل‏ این‏ شوراها و حدودوظایف‏ و اختیارات‏ آنها را قانون‏ معین‏ می‏ کند.

اصل‏ یکصد و پنجم:

 تصمیمات‏ شوراها نباید مخالف‏ موازین‏ اسلام‏ و قوانین‏ کشورباشد.

اصل‏ یکصد و ششم:

 انحلال‏ شوراها جز در صورت‏ انحراف‏ از وظایف‏ قانونی‏ ممکن‏نیست‏. مرجع تشخیص‏ انحراف‏ و ترتیب‏ انحلال‏ شوراها و طرز تشکیل‏ مجدد آنها راقانون‏ معین‏ می‏ کند. شورا در صورت‏ اعتراض‏ به‏ انحلال‏ حق‏ دارد به‏ دادگاه‏صالح‏ شکایت‏ کند و دادگاه‏ موظف‏ است‏ خارج‏ از نوبت‏ به‏ آن‏ رسیدگی‏ کند.

نویسنده: رضا دشتی برنجه - ۱۳٩٢/٦/۱٤

گزارش سایت مقایسه هزینه زندگی در کشورهای مختلف تحت نظر شرکت مدیریت هزینه در لندن به نام "اکسپاتیستان" حاکی از آن است که قیمت مسکن در تهران و سایر شهرهای کشور در مقایسه با شهرهایی چون مادرید، رم، فرانکفورت، سانفرانسیسکو، استانبول، بسیار بالاتر از آنها است. در زیر به نمونه هایی از قیمت خانه در کشورهای دیگر اشاره می کنیم:

1-قیمت هر متر آپارتمان نوساز، مبله، در شهر مادرید اسپانیا در بهترین منطقه این شهر، 422 یورو است و این براساس تحلیل سایت هزینه زندگی در شهرهای مختلف، قیمت مسکن درمنطقه شمالی تهران 1347 یورو است.

2- میانگین قیمت مسکن در تهران، پایتخت ایران 231 درصد گران تر از شهر دهلی نو پایتخت هند است؛ چرا که میانگین قیمت هر متر مسکن نوساز، مبله در بهترین منطقه هند تنها 17.9 هزار روپیه است.

3- میانگین قیمت مسکن در تهران از شهر بندری و زیبای ناپل، 39 درصد گران‌تر بوده و میانگین قیمت مسکن در شهر ناپل در منطقه مناسب مبله و نوساز و تجهیزات تلویزیونی، هر متر مربع 457 یورو است.

4- قیمت مسکن در شهر استانبول پایتخت اقتصادی ترکیه به طرز فاجعه باری از تهران کمتر بوده؛ چرا که بهترین خانه مبله نوساز با تجهیزات تلویزیونی و با شاخص های ضد زلزله، 1000 لیر ترکیه یعنی حدود 1 میلیون و 200 هزار تومان با تمامی تجهیزات است.

5- در شهر آنکارا پایتخت ترکیه، قیمت مسکن 153 درصد از میانگین قیمت مسکن در تهران کمتر است.

6- میانگین قیمت مسکن در مناطق لوکس شهر مونیخ، 26 درصد ارزان تر از شهر تهران است،  چرا که قیمت مسکن 967 یورو در هر متر مربع است.

7- قیمت مسکن در کالیفرنیا در مقایسه با تهران، 60 درصد ارزان تر است.

8- میانگین قیمت مسکن در شهر بندری مارسی فرانسه، از  تهران ارزان تر بوده و هر متر خانه مبله، نوساز و با تجهیزات تلویزیونی 371 یورو در هر متر مربع است.

حال، این بحث مطرح می شود در شرایط فعلی با توجه به وجود یک میلیون و 600 هزار خانه خالی براساس آمارهای رسمی و بعضا آمارهای بیشتر از این توسط منابع دیگر، که بیشترین حجم در استان تهران و البرز را دارد، هرچه زودتر باید مالیات بر محتکران خانه های خالی یعنی هر متر 4000 تومان، برای هر ماه که برای هر 100 متری 400 هزار تومان در هر ماه محاسبه می شود، باید هرچه زودتر اجرا شود تا قیمتها از حالت توهمی هرچه سریعتر به حالت واقعی تبدیل شود.

مطالب قدیمی تر »
رضا دشتی برنجه
زادگاهم شهر تکاب است ودوستش دارم خوشحال میشم دوستان وهمشهری هایم در خصوص وبلاگ ومطالبش نظر دهند
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :